کامل ترین مجموعه سی دی های زبان مهران میرزایی
وبلاگ آموزش زبان انگلیسی

کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩٥/۳/۳٠

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

این درس به تدریج کامل خواهد شد

قبل از شروع درس پنجم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

My husband was made the chairman of the factory پدرم مدیر کارخونه شده

Mr. Capello has been made the coach of Nappoli teamمربی تیم ناپولی شده

Mr. Capello was made the coach of Nappoli teamمربی تیم ناپولی شد

I have just made your father assistant manager بتازگی پدرت رو معاون مدیر عامل کردم

Somebody made کسی کاری رو کرد

Somebody has madeکسی کاری رو کرده

Somebody was madeکسی کاره ای شد

Somebody has been madeکسی کاره ای شده

My father has been offered a contract in a foreign country به پدرم پیشنهاد یک قرارداد در یک کشور خارجی شده

I was offered a contract in ECO

I have been offered a position in Harvard Universityیه سمتی به من تو دانشگاه هاروارد پیشنهاد شده

How happy you are چقدر خوشحالی چی شده؟

What is it?

My wife has been employed in a 24 hour company استخدام شده

Finally may father employed me بالاخره پدرم منو استخدام کرد

My father was set free from the prison پدرم از زندان آزاد شد  

I have set your father free

I set your father free yesterday دیروز آزاد کردم

Finally, after 10 years working here I was promoted here به من ترفیع داده شد

Promoteترفیع دادن

Promotion ترفیع

Advertisement تبلیغ آگهی چاپی رو روزنامه یا مجله را می گن

Promotion تبلیغات تلویزیونی

Sponsor تبلیغات شرکت ها روپیراهن

Teaser   تبلیغات زیر برنامه ها که حرکت می کنه

I have promoted your father به پدرت ترفیع دادم

Your father has been promoted

I have received my green card گرین کارتم رو گرفتم

Shall I tell you? بگم

The visa to New Zealand was given to my brother ویزای نیوزیلند به برادرم داده شد

How shall I tell you چطوری بگم

I have been invited to attend to the festival this year از من دعوت شده که به فستیوال امسال برم

I have just been made assistant manager.

That’s fabulous شاهکاره

That’s Marvelous

You must be thrilled باید دیگه خیلی...

Thrilledخوشحالی(بال درآوردن)

Thriller وحشتناک

You must be as pleased as punch

Be as pleased as Punch یجاش عروسیه

Be as pleased as Punch (old-fashioned)

To be very happy about something

Usage notes: Punch is a character in a traditional children's entertainment who is always happy and excited.

'How does Stella feel about becoming a granny?' 'She's as pleased as Punch.'

Congratulations مبارکه

Congratulate تبریک

Happy birthday تولدتون مبارکه

Happy wedding عروسیتون مبارکه

I am very happy to hear that خوشحالم این خبر رو میشنوم

Salary حقوق

Pension مستمری

To give a rise  اضافه حقوق دادن

I have been given a rise به من اضافه حقوق داده شده

She never gives anyone a rise اون هیچ وقت به کسی اضافه حقوق نمیده

The class is shaky this session کالس تق و لقه این جلسه

shaky لرزان، تق و لق

My teacher is very strict معلمم خیلی سخت گیره

strict سخت گیر

it’s a rumor going around the city شایعه هست که توی شهر پیچیده

Why are you spreading a rumor چرا داری شایعه پراکنی می کنی؟

spread توزیع کردن، پخش کردن، شایعه پراکنی

 They are gonna make the park across the street into car park

 آنها می خوان پارک اون طرف خیابون رو به پارکینگ تبدیل کنند

Where did you hear that کجا این رو شنیدی؟

Where did you hear the news کجا این خبر رو شنیدی؟

 Hear از آن فعل هاست که همیشه گذشته است پس Did می گیرد

جزو آن 21-20 فعل استثنا است که ماضی نقلی نیست و همیشه گذشته است، این چهارمین فعل است

فعل hear در حالت سوالی که با کلمات استفهام wh سوالی می شوند did می آید.

I heard the news من خبر رو شنیدم .دیگه نباید بگیم: I've heard the news

 I heard the news last night من دیشب خبرو شنیدم

 پس برای فعل hear چه زمان بیاید چه نیاید جمله اش همیشه گذشته است. این فعل استثناست چون شنیدن کار یه لحظه است و تمام می شود میرود. این فعل جزو 22-21 فعل استثناست که این خاصیت را دارند. اما در بین این افعال فقط hear است که در یک حالت از این استثنا خارج میشود و می تواند مثل همه فعل ها باشد یعنی برای I و you در گذشته با زمان، گذشته است و بدون زمان، ماضی نقلی است و آن هم "حالت سوالی عادی اش" است یعنی حالتی که نمیدانیم طرف خبر را شنیده است یا نه. چون شنیدن یک لحظه است و تمام می شود اما در حالت سوالی ما نمیدانیم خبر را شنیده یا نه، پس مثل فعل های عادی با آن برخورد می شود:

 ?Have you heard the news خبر رو شنیدی؟ You( بدون زمان، ماضی نقلی است)

 Did you hear the news last night؟ تو دیشب خبر رو شنیدی؟

You( با زمان، گذشته است)

 اما در مثال بالا که گفته شده "کجا این خبر رو شنیدی"، میدانیم که طرف خبر را شنیده و داریم می پرسیم "کجا این خبر رو شنیدی؟" پس گذشته است.

 I don’t believe it, who did you hear the news from باورم نمی کنم، از کی این خبرا رو شنیدی؟

How do you know از کجا می دونی؟ چطور می دونی؟

 در واقع "چطور می دونی" است چون میشود جایی خبری را شنید اما نمی شود جایی چیزی را دانست بلکه خبر را از جایی می شنوند.

How do you know it’s a rumor از کجا می دونی شایعه هست؟

All the Neighbors are talking about it همه همسایه ها دارن در موردش صحبت می کنن -زمان حال ساده

I don’t believe it, How do you know it باور نمی کنم، از کجا می دونی؟

 All my colleagues are talking about it in the office

 همه همکارای من دارن تو اداره در موردش صحبت می کنن

Who did you hear that from از کی اینو شنیدی؟

 All my neighbors have been talking about it for two weeks

 همه همسایه هام دو هفته است دارن در موردش صحبت می کنن. ماضی نقلی استمراری بخاطر دو هفته

 ?already نههههه؟

It was a secret, How do you know it یه راز بود، از کجا می دونی؟

A little bird told me so کلاغه بهم گفت

It’s neither rhyme nor reason شر و ور هست

Haven't you heard the news تو خبر رو نشنیدی؟

Why is that چطور مگه؟

It was like a bombshell in the city مثل توپ توی شهر صدا کرد Shell صدف - پوسته

 bombshell ترکش (پوسته بمب)

 ?Do you think it’s true فکر می کنی راسته؟

 ?How do you know it’s true از کجا می دونی راسته؟ ?Do you think it’s Real فکر می کنی واقعیه؟ )حقیقیه( ?Do you think you’re right فکر می کنی حق با تویه؟

.I’m right             حق با منه.

 My mother is right حق با مادرمه I have got right حق دارم

I’m wrong          من اشتباه می کنم

You haven’t got right  حق نداری

 You haven’t got such a right تو همچین حقی رو نداری such a همچین، چنین

You haven’t got such a right to speak to me like this تو همچین حقی رو نداری که اینطوری با من صحبت کنی

You haven’t got such a right to treat me like this تو همچین حقی رو نداری که اینطوری با من رفتار کنی

 treat تربیت- رفتار کردن

 I think so فکر می کنم اینطور باشه

 But I don’t know for sure ولی مطمئن نیستم. وقتی بخواهیم بگوییم مطمئنم می گوییم: I'm sure

 اما اگر بخواهیم بگوییم صد در صد مطمئنم می گوییم: I know for sure صد در صد می دونم ?Are you sure مطمئنی؟

 ?Do you know for sure صد در صد می دونی؟ Be sure it’s true مطمئن باش راسته

Be sure I’m right مطمئن باش حق با منه

Personally  شخصا

 نکته:

 وقتی LM کنار هم بیاید L  خوانده نمی شود: Calm down خونسرد باش  (کام داون)

 وقتی MN کنار هم بیاید N  خوانده نمی شود: column ستون (کالم)

 وقتی BT کنار هم بیایند B خوانده نمی شود: debt بدهی (دت) doubt شک داشتن (داوت)

 خود doubt یعنی "شک داشتن" پس اگر بخواهید بگویید "من شک دارم" نباید بگویید I have got a doubt بلکه باید بگویید: I doubt

 I doubt it من شک دارم بهش

 I doubt this story به این داستان شک دارم I doubt this matter به این موضوع شک دارم I doubt you بهت شک دارم

 ?Do you doubt me بهم شک داری؟

 ?Do you doubt your husband به شوهرت شک داری؟

 ?Does your husband doubt you   شوهرت بهت شک داره؟

 He doubt me اون بهم شک داره.

 to be+right حق با کسی بودن

 have got a right حق داشتن

 I'm right حق با منه

I have got right من حق دارم

 Personally I doubt it شخصا شک دارم بهش

 No doubt in it شکی توش نیست

 There is no doubt in it شکی درش نیست

 There is no doubt in it, I’m right              شکی توش نیست، حق با منه

 Accuse of          متهم به (اکیوز آو): حتما با of میاید

 accusement اتهام، تهمت accused متهم

 My brother has been accused of homicide برادرم متهم به آدم کشی شده نکته: وقتی در کلمه ای "cide" وجود داشت یعنی "ُکشی" و از "کشتن" حرف می زند: homicide آدم کشی

 genocide قتل عام- نسل کشی Suicide سو ساید خودکشی

 .I don’t believe it, it’s a rumor باور نمی کنم شایعه هست. How do you know it’s true از کجا می دونی که راست هست؟ No doubt in it شکی توش نیست.

 First of all , I have checked it اوال من این رو چکش کردم First of all اوال

 Secondly دوما

 Secondly, I heard it straight from the horse's mouth دوما من اون رو از یه منبع معتبر شنیدم. )انگلیسی ها برای اینکه بگویند خبری را که شنیده اند موثق است می گویند مستقیم از دهان اسب شنیده اند(

 ضرب المثل:

 It’s a bitter pill to swallow شتری که در خونه هر کسی می خوابه swallowسوآلو: قورت دادن

 bitter (بیتِر): تلخ

 Mehran Mirzaei,Mehran mirzaee,Mehran Mirzaie,Mehran Myrzaiee,Mehran Mirzai

کلاس های زبان استاد میرزایی- سی دی زبان استاد میرزایی - متن درس های استاد میرزایی - مهران میرزایی - موسسه آرمان پویش - کلاس خصوصی زبان میرزایی- بهترین کلاس زبان تهران

سلام. من بابک مهدی زاده رحیمی هستم.در این وبلاگ سعی میکنم تا مطالب یکی از مفیدترین کلاس های زبان موجود در تهران، کلاس (استاد مهران میرزایی Mehran Mirzaiee - موسسه آرمان پویش Arman Pouyesh) رو برای شما جمع آوری کنم. امیدوارم که مفید باشه. اگه علاقه مند بودید و مطالب من رو دنبال کردین ممنون میشم که از راهنماییهاتون بهره مند بشم. هرجا به ایرادی برخوردین حتما اشاره کنین تا این وبلاگ هر روز بهتر و کاملتر بشه. دوستانی که با آقای میرزایی در ارتباط هستن ما رو از آخرین اخبار مرتبط با ایشون بهره مند کنن. اگر عکسی از کلاس های ایشون در اختیارتون هست برام بفرستین. در صورت نیاز به فایل های صوتی کلاس ها به من ایمیل بزنید (Babakmz@gmail.com) موبایل:09125273067 کانال تلگرام ما: https://telegram.me/expressway به امید موفقیت هرچه بیشتر شما
جستجو در وبلاگ:
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کدهای اضافی کاربر :