کامل ترین مجموعه سی دی های زبان مهران میرزایی
وبلاگ آموزش زبان انگلیسی

کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩٥/۳/٢٧

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

این درس به تدریج کامل خواهد شد

قبل از شروع درس چهارم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

As usual, day in day out مثل همیشه روزها میان و میرن

How are you getting along?

My colleague has asked me to stay here and work on the night shift برای اینکه همکارم از من درخواست کرده اینجا بمونم و شیفت شب کار کنم

شما باید اعلام می کردید در فرودگاه

You should have anonced it at the air port

I was about to drop the tray نزدیک بود سینی رو بندازم

چرا عین دیونه ها داری رانندگی می کنی ؟نزدیک بود تصادف کنم

Why are you driving like a maniac?i was about to have accident

You have carried your age very well خوب موندی

You look older than your age

You look younger than your ageجوونتر به نظر میرسی

بهتره حاشیه نریYou had better not beat around the bush

beat around the bush definition. To avoid getting to the point of an issue: “Your worries have nothing to do with the new proposal. Stop beating around the bush, and cast your vote!”

You had better get to the main point بهتره بری سر اصل مطلب

I was about to drop the tray نزدیک بود سینی رو بندازم

این همونیکه سابقا ماشینش دم در خراب می شد

She is the one whose car used to break down at the door

break down =خراب شدن

out of order=خراب

احتمالا بازیو باختن

They must have lost the game

نزدیک بود بکشمت

I was about to kill you

نزدیک بود کشته بشم

I was about to be killed

بزار حرفمو بزنم چرا داری حرفمو قطع می کنی؟

Let me have my say. why are you interrupting me?

Interrupt=قطع کردن

Interruption=قطع (اسمه)

من دو ساله منتظر همچین فرصتیم

I have been waiting for this chance for 2 years

خیلی خوشحالم به بهونه این مهمونیا به هم برخوردیم بعد از ده سال

I am glad we bumped into each other on the excuse in the party after 10years

در انگلیسی لزومی ندارد جمله سوالی بگیم می تونیم با لحن سوالی کنیم

اینجا می مونی ؟

You are staying here?

اسمت پیتره ؟

Your name is pitter?

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

این فیلمو دیدین؟

You have seen this film?

Get=گرفتن

Get back=برگردوندن

فرق زمانها بعد از کلمات زیر:

By+time=یعنی تا قبل از اون ساعت

Until+time=یعنی خود اون ساعت هم قبوله مثلا ساعت اگر زمان ساعت ده اعلام بشه پنج دقیقه بعد از اون هم قبوله

Till=تایی است که ابتدا و انتهای ان مشخص باشد مثلا از دیروز تا فردا

Have you heard from your brother lately ? اخیرا از برادرت خبر داری I am timid من ترسو هستم I have been timid recently اخیرا ترسو شدم این دو علامت recently و lately هر جا اومد بدونین که ماضیه نقلیه

چقدر باهوشه برادرت

How clever your brother is!

چقدر این مناظر قشنگن

How beautiful this sight/view are!

درازی این رودخونه چقده؟

How long is this river?

How late =تا کی (اخرین تایم زمانی)

How many=چند تا

How much=چه مقدار

How long=چقدر طول زمان

من فکر کردم مادرت برات انگشتر خریده

I thought your mother had bought a ring for you

من فکر کردم می خواد استعفا بده

I thought she was gonna resign

من متوجه نشدم انقد دیره!

I didn’t realize it was so late!

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

متوجه نشدم چقد دیره!

I didn’t realize how late it was!

Get on=سوار شدن

Get off=پیاده شدن

Take on =سوار کردن

Drop off=پیاده کردن

هواپیماش داغون بود نزدیک بود سقوط کنم

It was a junk plane we were about to crash

به خاطر اینکه دوست صمیمیم زیرآب منو زده من مجبورم ته توی این قضیه رو دربیارم

Because my bosom has set me up I have to probe this matter

به من چه ربطی داره حوصلت سر رفته

It s non of my busince you are board

Drown=خفه شدن با اب

Stifl=خفه شدن با گاز

Choke=خفه کردن

از کجا می دونی؟

How do you know?

پسر من یه گندی زده تو مهمونی

My son has collapsed everything at the party

بهتره بهش فکر نکنی

You had better not think about it

من متوجه نشدم این خواهرته

I didn t realize she was your sister

بهتره بزنی به چاک

You had better buzz off

بهتره از جلو چشمم گم شی

You had better get out of my sight

بهتره اینجا پارک نکنی. پنچرت میکنم

You had better not park here. I am punchering your car

نگران نباش احتمالا مونده توی این قرتاس بازیا(کاغذ بازیای اداری)

Don’t worry your document must have stayed in the red type

اون داره علاف و بیعار میچرخه واسه خودش

He is standing about doing nothing

بخاطر اینکه ماشینم پنچر شده من مجبورم قبل از مسافرت پنچریشو بگیرم

My car flat tire was puncherd yesterday. I gotta change the flat tire before trip

من با مادرم صحبت می کنم قبل ار اینکه اون برسه

I am talking to my mother before she arrives

من به پدرت گفتم قبل ار اینکه برسه

I told your father before he arrived

قیافش اشناست ولی اسمش یادم نمیاد

His face is familiar but I can't remember his name

پیتر جنتو کشت

Piter killed janet

جنت کشته شد

Janet was killed

پیتر جنتو کشته

Piter has killed janet

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

جنت کشته شده

Janet has been killed

ساختار مجهول ماضی نقلی:

Have/has +been+pp

پدرم اونو دعوت کرد

My father invited him

پدرم اونو دعوت کرده

My father has invited him

اون برای مهمونی دعوت شد

She was invited to the party

اون برای مهمونی دعوت شده

She has been invited to the party

من به پیتر زنگ زدم(معلوم گذشته)

I called peter last night

به من زنگ زده شد(مجهول گذشته)

I was called

به من زنگ زده شده(مجهول ماضی نقلی)

I have been called

اون به من حمله کرد

He attacked me

به من حمله شده

I have been attacked

به من حمله شد

I was attacked

اون به من حمله کرده

He has attacked me

من در رو قفل کردم

I have locked the door

من در رو دیشب قفل کردم

I locked the door last night

در قفل شد

The door was locked

در قفل شده

The door has been locked

خبرای خوبی دارم

I have got some good news

جدا چی شده

Really what is it?

پدرم منو منشی خودش کرده

My father has made me secretery

پسر من منشی شد

My son was made secretery

Make sth=ساختن چیزی

Make sb do sth=مجبور کردن کسی

Make sb sth=منصوب کردن –گماشتن

I have got some good news

I am keen(eager) to tell you مشتاقم که به شما بگم

اون منو مجبور کرده اینجا بمونم

He has made me stay here

من شوهرتو مدیرعامل کردم

I have made your husband manager

شوهرت مدیرعامل اینجا شد

Your husband was made a manager in here

شوهرت منو دستیار خودش کرد

Your husband made me his assitant

تا جایی که من یادم میاد پسرتون بیکار بود

As far as I remember your son was jobless

من به تازگی مدیرعامل شدم

I have just been made a chairman

شوهرتون معاون مدیر شد

Your husband was made assistant manager

من به تازگی معاون ارشد مدیر شدم

I have just been made senior assistant manager

پسر من کارگر برجسته سال شد

My son was made brilliant worker of the year

من به تازگی معاون مدیر شدم

I have just been made assistant manager

Someone made=کسی کسیرو کاره ای کرد

Has made=کسی کسیرو کاره ای کرده

Was made=کسی کاره ای شد

Has been made=کسی کاره ای شده

به من یه قراردادی توی یه شرکت خارجی پیشنهاد شده

I have been offered a contract in the forign company

من به شوهرتون یه شغلی رو پیشنهاد دادم

I have offered the job to your husband

به پسر من توی دانشگاه تهران یه سمتی پیشنهاد شده

My son has been offered a position at Tehran university

یه قرارداد تپل به من پیشنهاد شده

I have been offered a handsome contract

Handsome profit=سودکلان

از من خواستگاری شده

I have been proposed

یه ادم خرپول از من خواستگاری کرد دیشب

A wealthy man perposed to me at the party last night

بالاخره پروژمو تموم کردم

Finally, I have finished my project

بالاخره پروژم تموم شد

Finally my project was finished

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

پدرم از زندان ازاد شد

My father was set free from the prison

شوهرم کاندیدای ریاست جمهوری شده

My husband has been nominated for the presidency

از من دعوت شده توی یه جشنواره شرکت کنم

I have been invited to attend in the party festival

یه مهمونی گرفتم

I have taken a party

قاتل مادرت دستگیر شد

Your mother's murderer was arrested

از من درخواست شده که این پروژه رو بپذیرم

I have been asked to accept this project

واممو گرفتم

I have taken my loan

واممو گرفتم دیروز

I took my loan yesterday

سازمان شمارو به عنوان مربی معرفی کرد

The organization selected you as coach

به من ترفیع داه شده در اداره

I have been promoted in the office

ریئسم به من ارتقا داده

My boss has promoted me

Fantastic/wonderful/fabulous=عالیه

باید از خوشحالی بال دراورده باشی

You must be thrilled

You must be happy

Congratulate=تبریک گفتن

Congratulations=مبارکه

عروسیتون مبارکه

Happy wedding

تولدت مبارکه

Happy birthday

خیلی خوشحالم که این خبررو میشنوم

I am very happy to hear that

ریئسم حقوقمو زیاد کرد

My boss increase my salary

خبرای بدی دارم

I have got some bad news

شوهرم مخشو از دست داد

My husband lost his brian

تمام نوارهای کلاس انگلیسمو گم کردم

I have lost all my English cassettes

دسته چکمو گم کردم

I have lost my cheek book

شوهرم توی مهمونی لابلای دخترا گم شد

My husband was lost among the girls at the party

AMONG=درمیان (جمعی)

Between=در میان (2تا چیز)

برادرم گم شده

My brother has been lost

پدرتون توی تظاهرات خیابون دستگیر شد

Your father was arrested in demonstration in the street

من لوت دادم

I have gave you away

To reveal something secret about someone to someone else. Please don't give me away. I don't want anyone to know my plans. Alice did everything she could to keep from giving herself away.

پلیس پدر شما رو دستگیر کرده

The police have arrested your father

به من اتهام قتل زده شده

I have been accused of homicide

تو به من اتهام قتل زدی

You have accused me of homicide

پدرم تصادف کرده ماشینش چپ شد

My father had an accident his car was turned over

یه نفر ریخت توی خونمون و به من تجاوز شد

Someone broke into my home I was raped

شوهرم زندانی شده توی زندان

My husband has been imprison in prison/jail

تو الکی پدر منو زندانی کردی دیروز

You imprisoned my father in vain yesterday

قاضی پدر منو محکوم کرد به مرگ

The judge sentenced my father to death

شوهرم محکوم شده به 10سال حبس

My husband was sentenced to 0 years imprisenment

شوهرم محکوم شده به حبس ابد با اعمال شاقه

My husband was sentenced to life imprisonment with the force labor

داشتم می یومدم اینجا کیفمو زدن دم در

I was coming here. I was mugged at the door yesterday

نکته:تمام دزدی ها باید مجهول باشه چون واقعه ای است که روی شخص انجام میگیره

دزد کیفمو زد (برای همون لحظه  و تازه اتفاق افتاده)

I have just been my mugged

دزد کیفمو زد دیروز

I was mugged my bag yesterday

بانک خیابون بالایی رو دیشب دزد زد

The high steet bank was rubbed last night

ضبط ماشینمو دزد زد دیروز

My car stereo was stolen last night

مسافرت بودم خونمو دزد زد

I was on the trip. my house was burgled

پسرمو تو راه مدرسه دزد برد

My son  was kidnapped on the way school

هواپیمایی به مقصد لندن دزدیده شد

The plane to London was hijacked/sky jack

قطاری به مقصد پاریس دزدیده شده

The train to paris has just been hijacked

Rub=سرقت مسلحانه

Rubber=سارق

 

Mug=کیف زنی

Mugger=کیف قاپ

Steal=کش رفتن

Pick pocket=جیب بر

Burgle=سرقت وسایل خونه

Burglar=دزدخانه

hijacked=سرقت هر نوع وسیله نقلیه

Hijacker=هواپیما ربا

Kidnap=ادم ربائی

Kidnapper=ادم ربا

Pirate=دزد دریایی

Highway man=راهزن

Pilferer=دله دزد

Pilfer=دله دزدی کردن-کش رفتن

You can find the related conversation in our channel in telegram the address is @expressway 

Conversation:

I have got some good news

Really! What is it?

I have just been made assistant manager

Assistant manager!really that fantastic.you must be thrilled

Yes I am

Well congratulations

I am very happy to hear that

امشب مهمون منی You are on the house tonight مثلا به یکی میخوای بگی امشب بیرون شام مهمون منی این اصطلاح بیشتر تو انگلیس استفاده میشه

Mehran Mirzaei,Mehran mirzaee,Mehran Mirzaie,Mehran Myrzaiee,Mehran Mirzai CD English Arman Pouyesh CD Zaban Mirzaieeکلاس های زبان استاد میرزایی- سی دی زبان استاد میرزایی - متن درس های استاد میرزایی - مهران میرزایی - موسسه آرمان پویش - کلاس خصوصی زبان میرزایی- بهترین کلاس زبان تهران- زبان انگلیسی

 

سلام. من بابک مهدی زاده رحیمی هستم.در این وبلاگ سعی میکنم تا مطالب یکی از مفیدترین کلاس های زبان موجود در تهران، کلاس (استاد مهران میرزایی Mehran Mirzaiee - موسسه آرمان پویش Arman Pouyesh) رو برای شما جمع آوری کنم. امیدوارم که مفید باشه. اگه علاقه مند بودید و مطالب من رو دنبال کردین ممنون میشم که از راهنماییهاتون بهره مند بشم. هرجا به ایرادی برخوردین حتما اشاره کنین تا این وبلاگ هر روز بهتر و کاملتر بشه. دوستانی که با آقای میرزایی در ارتباط هستن ما رو از آخرین اخبار مرتبط با ایشون بهره مند کنن. اگر عکسی از کلاس های ایشون در اختیارتون هست برام بفرستین. در صورت نیاز به فایل های صوتی کلاس ها به من ایمیل بزنید (Babakmz@gmail.com) موبایل:09125273067 کانال تلگرام ما: https://telegram.me/expressway به امید موفقیت هرچه بیشتر شما
جستجو در وبلاگ:
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کدهای اضافی کاربر :