کامل ترین مجموعه سی دی های زبان مهران میرزایی
وبلاگ آموزش زبان انگلیسی

کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱۱/٢۱

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

این درس به تدریج کامل خواهد شد

قبل از شروع درس دوم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

You should have consulted with someone می بایستی با یک نفر مشورت می کردی

What a mistake I have madeچه اشتباهی من کردم

Why is that چطور مگه

I have gone the wrong way راهو اشتباهی رفتم

You should have asked me the address باید آدرسو ازم می پرسیدی

What a mistake have I made? من چه اشتباهی کردم؟

What a mistake I have made. چه اشتباهی کردم

How much money have you paid your wife?چقدر پول به زنت دادی

I could kick myself خاک تو سرم

You could kick yourself خاک تو سرت

She must have been lost احتمالا گم شده

I apologize = accept my apologies

Show me the ropes قلقش بهم نشون بده

Get the hang of something قلقش رو یاد گرفتن

How can I get the hang of it?

I am getting the hang of it قلقش رو یاد می گیرم

Get the hang of

Learn the proper way of doing, using or handling something; acquire the knack of something. For example, I finally got the hang of this computer program

 

خاصیتLet  اینکه فعل بعد از آن to  نمی گیرد

Let him go بزار اون بره

Let me go بزار من برم

Let my father have her say بزار پدرم حرفش رو بزنه

دقت کنیم که وسط جمله has نمیشه

I have asked her to stay hereاز او خواستم که بمونه اینجا

I have asked her stays here به این صورت غلط است چون وسط جمله سوم شخص نمیاد

Let my brother comeback بزار برادرم برگرده

شروع درس دوم:

Identify someone

Guess who I saw yesterday حدس بزن دیروز کیرو دیدم

I was walking along the street, looking at the shop windows yesterday

Guess who I saw in the shop yesterday حدس بزن دیروز کیرو تو مغازه دیدم؟

Attend شرکت کردن

I attended to the class as a guest yesterdayدیروز تو کلاس به عنوان مهمان شرکت کردم

Guess who I saw among the student yesterday حدس بزن دیروز لابه لایه دانشجوها دیشب کیرو دیدم

Guess who I have seen حدس بزن من کیرو دیدم

Guess who I saw yesterday حدس بزن دیروز کیرو دیدم

Guess who I saw yesterday اگه گفتی من دیروز کیرو دیدم

Who do you mean کیو منظورته

Who are you talking about? در مورد کی داری صحبت می کنی

I saw Katy Wilson

Katy Wilson?

I don’t think, I can remember her فکر نمی کنم یادش بیارم

Who do you mean?

I am telling you her name اسمشو بهت می گم

Do you think you remember her? فکر می کنی یادت بیاد

I don’t think, I can remember her. Could you explain about her میشه توضیح بدینش?

I am sure you remember her مطمینم یادت میاد

Let me think about her بزار در موردش فکر کنم

I don’t think, I can remember her فکر نمی کنم یادم بیاد

یسری فعل ها هستن که ing نمی گیرن

مثل want

مثل remember

هرچند آینده قطعی باشند به صورت حال ساده استفاده می شوند

Surely you remember her حتما یادت میاد

Let me explain about her بزار یه توضیح در موردش بدم

Guess who I saw yesterday حدس بزن کیو دیدم

Who do you mean? کیو منظورته

Do I know him? میشناسمش

Surely you remember him حتما یادت میاد

The name rings a bell, but I can't put the face to it اسمش آشناس ولی نمیتونم قیافش رو به یاد بیارم

Rings وجود اس بخاطر سوم شخص بودنش هست

Let me explain about her بزار یه توضیح در موردش بدم

Almost +past tense

She is the one who saved my life when I almost drowned همونیه که جونمو نجات داد وقتی داشتم غرق می شدم

Drown غرق شدن  

I almost drowned داشتم غرق می شدم

Fall down افتادن رو سطح زمین

Fall off افتادن از بلندی

I have fallen down خوردم زمین

I fell down yesterday دیشب خوردم زمین

How have you fallen down چجوری خوردی زمین

How did you fall down yesterday چجوری دیشب خوردی زمین

I almost fell down داشتم میخوردم زمین

این داشتم اون داشتم گذشته استمراری نیست. منظور اینکه نزدیک بود بخورم زمین

I almost had an accident داشتم تصادف می کردم

I almost forgot داشت یادم می رفت

Have you taken your case? چمدونت رو برداشتی

I almost left my case داشتم چمدونم رو جا میزاشتما

I almost lost the address داشتم آدرس رو گم می کردم

I almost won the game داشتم بازی رو میبردم

I almost lost the game داشتم بازی رو می باختما

I almost went the wrong way داشتم راهو اشتباهی می رفتما

I almost dropped the tray داشتم سینی رو مینداختما

I almost dropped the ball داشتم توپو مینداختم

I almost dropped the ball داشتم توپو مینداختم

I almost forgot داشت یادم میرفت

I almost left my case داشتم چمدونم رو جا میزاشتم

You almost killed me داشتی منو میکشتی

I almost had an accident داشتم تصادف می کردم

نزدیک بود

I was about to

I was about to have an accident نزدیک بود که تصادف کنم

I was about to forget نزدیک بود که یادم بره

I was about to leave my case نزدیک بود که چمدونم رو جابزارم

I was about to win the game نزدیک بود که بازی رو ببرم

I was about to have an accident نزدیک بود که تصادف کنم

You were about to lose the game نزدیک بود که بازی رو ببازی

I was about to stifle نزدیک بود که خفه بشم

I almost stifled داشتم خفه میشدما

I was about to go the wrong way نزدیک بود راه رو اشتباه برم

I was about to die نزدیک بود بمیرما

I almost died داشتم میمردما

I was about to drown نزدیک بود غرق بشما

I almost داشتم

I was about to نزدیک بود

I don’t think I remember her

She is the one who invited you here last year این همونیه که تورو اینجا دعوت کرد

Could you explain more میشه بیشتر توضیح بدین

Surly حتما

She is the one who employed your father here این همونیه که پدرتو اینجا استخدام کرد

Then again باز با اینحال

Then again, I don’t remember him با این حال بازم یادم نمیاد

He is the one who proposed to you 10 times last year این همونیه 10 بار ازت خواستگاری کرد

She is the one who was my colleague همونیه که همکار من بود

He is the one that I loved her when I was young این همونیه که در زمان جوانی عاشقش بودم

She is the one who deceived me in that deal این همونیه که سر منو کلاه گذاشت

Deal به شکل فعلی معامله کردن

Deal معامله به شکل اسمیش

Deceive بیزنسی به معنی کلاه گذاشتن است

She is the one who pulled the wool over my eyes همونیه که سر من شیره مالید

She is the one who framed you in the office last year همونیه که برات پاپوش درست کرد

She is the one who had a crush on me at university last year همونیه که به من نظر داشت

She is the one who rescued my life when I almost drowned همونیه که زندگی منو نجات داد وقتی داشتم غرق می شدم

Off curse

Now I remember her حالا یادم میاد

How is she? = how are you do in?

As usual. Day in day out مثل همیشه روزا میانو میرن

I am fine

Did she say much? چیز زیادی هم گفت

We only spoke for minute چون اول مکالمه گفت که دیروز اتفاق افتاده بنابراین تمام مکالمه در زمان گذشته است و نه ماضی نقلی

We didn’t have time yesterday

We only have a chat for a minute یه دقیقه یه صحبتی با هم کردیم

But it was really good to see her again

She is the one who set you up in the office last year همونیه که زیرآبتو زد

You don’t believe it باور نمی کنی

 You don’t believe who I ran into yesterdayباورت نمیشه دیروز به کی برخوردم

Run into برابر با دیدن اتفاقی هست

Run into چشمم افتاد

You don’t believe who I ran into yesterdayباورت نمیشه دیروز چشمم به کی افتاد

I was walking along the streetداشتم تو خیابون راه می رفتم

I wasn’t in the picture اصلا تو باغ نبودم

You don’t believe who I ran into yesterdayباورت نمیشه دیروز چشمم به کی افتاد

You don’t believe who I saw yesterdayباورت نمیشه دیروز کیرو دیدم

You don’t believe who I bumped into yesterdayباورت نمیشه دیروز به کی برخوردم

You don’t believe who I bumped into yesterdayباورت نمیشه دیروز به کی برخوردم

Encounterبرخورد به چیزی یا مسئله ای

Bumped into برخورد به کسی

I encountered the problem به مسئله ای برخوردم

You don’t believe who I ran into on the shop window yesterdayباورت نمیشه دیروز پشت ویترین چشمم به کی افتاد

Who do you mean?

I ran into the Bradly Tweens yesterday چشمم به بردلی افتاد

I don’t thing I

Could you explain about her? میشه توضیح بدین

Surly you remember them حتما یادت میاد

Shall I explain about them توضیح بدم

Let I explain about them بزارین توضیح بدم در موردشون

He was my colleague اون همکار من بود

اون سابقا، قدیما همکار من بود

Used to سابقا

She used to be my colleague اون سابقا همکار من بود

She used to be my English teacher in high school اون سابقا معلم زبان من تو دبیرستان بود

My brother used to smoke cigarette سابقا سیگار می کشید

I used to teach here 10 years ago من 10 سال پیش اینجا تدریس می کردم

Did you use to smoke cigarette? سابقا سیگار می کشیدین

I was your teacher من معلمتون بودم

I used to be your teacher من سابقا معلمتون بودم

To be used to عادت داشتن

My father used to walk پدر من سابقا پیاده روی می کرد

My father is used to walk پدرم عادت داره پایده روی کنه

Whose recorder is this? این ریکوردر مال کیه

Whose car is that? اون ماشینه کیه

Whose wife is she? اون زن کیه

She is the one who saved my life این همونیه که منو نجات داد

This is the one whose father saved my life این همونیه که پدرش منو نجات داد

She is the one whose son embezzled a lot of money in the bank پسرش کلی اختلاس کرد از بانک

She is the one whose husband took some hostages in the bank last year گروگان گرفت

Take hostage گروگان گرفتن

She is the one whose dog scared all the neighborsهمونیه که سگش همسایه ها رو ترسوند  

I don’t think I remember her فکر نمیکنم یادم بیاد

He is a famous man آدم مشهوریه

He is the one whose staff went on a strike in the factory last year که کارمنداش اعتصاب کردن

Go on a strike اعتصاب کردن

They are the ones whose parents used to dress them alike. سابقا والدینشون مثل هم میپوشوندنشون

Wear پوشیدن

Dress پوشوندن

 Alike عین هم

They are the ones whose parents used to dress them like peter. سابقا والدینشون مثل پیتر میپوشوندنشون

Now I remember them

How are they doing چیکارا میکنن

Did they say much? چیز زیادی هم گفتن

We spoke for a minute

Unfortunately not متاسفانه نه

They were fully tide up سرشون شلوغ بود

We only had a chat for minutes

Proverb

Money Doesn’t Grow on Trees پول علف خرس نیست

The expression ‘money doesn’t grow on trees’ means that money does not come easily or without effort; you should be careful how much money you spend because there is only a limited amount.

Example: ‘Dad, can I have a new bike?’ ‘We can’t afford one. Money doesn’t grow on trees you know.’

When Tony was younger, his father told him that money doesn’t grow on trees, and that he would have to work hard if he wanted to be rich.’

Did you know…?  There is a Japanese proverb that states that, contrary to the above idiom, money can grow on trees. The proverb states: Money grows on the tree of persistence. In other words, if you keep trying and never give up, money will come to you 

 


سلام. من بابک مهدی زاده رحیمی هستم.در این وبلاگ سعی میکنم تا مطالب یکی از مفیدترین کلاس های زبان موجود در تهران، کلاس (استاد مهران میرزایی Mehran Mirzaiee - موسسه آرمان پویش Arman Pouyesh) رو برای شما جمع آوری کنم. امیدوارم که مفید باشه. اگه علاقه مند بودید و مطالب من رو دنبال کردین ممنون میشم که از راهنماییهاتون بهره مند بشم. هرجا به ایرادی برخوردین حتما اشاره کنین تا این وبلاگ هر روز بهتر و کاملتر بشه. دوستانی که با آقای میرزایی در ارتباط هستن ما رو از آخرین اخبار مرتبط با ایشون بهره مند کنن. اگر عکسی از کلاس های ایشون در اختیارتون هست برام بفرستین. در صورت نیاز به فایل های صوتی کلاس ها به من ایمیل بزنید (Babakmz@gmail.com) موبایل:09125273067 کانال تلگرام ما: https://telegram.me/expressway به امید موفقیت هرچه بیشتر شما
جستجو در وبلاگ:
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کدهای اضافی کاربر :