بابک مهدی زاده رحیمی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آرمان پویش (Arman Pouyesh ) (وبلاگ آموزش زبان انگلیسی)
gonna be- To be +supposed to-able to do(پیشرفته 1- درس چهاردهم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩٤/۱/٢٤

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

قبل از شروع درس چهاردهم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

 

Right off the bat بلافاصله

Immediately; first thing. When he was learning to ride a bicycle, he fell on his head right off the bat. The new manager demanded new office furniture right off the bat.

سوالات دانش آموزان در خصوص Would

چند مدل استفاده از would

  1. I would speak with him من باهاش صحبت می کردم- همون معنی "می" که هفتاد درصد مواقع به این شکل است
  2. I promised  yesterday I would comebackمن دیروز قول دادم که بر می گردم که معمولا در بیست درصد موارد به این شکل است که درواقع همون قانون طناب است
  3. I would be grateful …. در اینجا برای احترام استفاده می شود
  4. در بقیه موارد استفاده برای احتمال آینده هست  

مثال: احتمالا قرار داد رو کنسل می کنه   he would cancel the contract tomorrow

Would be احتمالش هست

That would be my father احتمالا پدرم هست

She would be on the way احتمالا تو راهه

She would be in her room احتمالا تو اتاقشه

Can I count on you to keep this matter under your hat? میتونم روتون حساب کنم که این موضوع رو پیش خودتون نگاه دارین

Don’t worry. I promise I will stand with you نگران نباش قول میدم هواتو داشته باشم

You are not forgetting it? یادت نمیره

I am counting on you دارم روت حساب می کنما

I am going home. I am under the weather من حالم خوب نیست میرم خونه

Can I count on you to run the class instead of me? میتونم روت حساب کنم که کلاس رو به جای من بگردونی

Why aren’t you on speaking terms with your brother چرا با برادرت قهری?

Don’t worry. I promise I will act as a go between نگران نباش قول می دم که واسطه بشم

Can I count on you to stay here in order to negotiate with our company? میتونم روت حساب کنم که اینجابمونی  که با شرکت ما مذاکره کنی

 

قول می دم تلافیشو سرت در  بیارم   I promise I will get it back at you

تو هم که همش اینو انو بهم میندازی you are always setting the cat among the pigeons

مگه تاحالاچند بار باهاش صحبت کردی که حالا از من توقع داری که این مشکلو حل کنم ؟

How many times have you spoken to him so far that you expect me to solve it?

می تونم روت حساب کنم وقتی داری میری برقهای طبقه پایینو خاموش کنی؟

Can I count on you to turn off the down stair lights when you leave here?

قول میدم مو رو از ماست بکشم بیرونI promise I will look into everything like a tooth comb

Go over with a fine-tooth comb

Go over something with a fine-tooth comb and search something with a fine-tooth comb; go through something with a fine-tooth comb=to search through something very carefully. I can't find my calculus book. I went over the whole place with a fine-tooth comb. I searched this place with a fine-tooth comb and didn't find my ring.

چرا از دست من دلخوری من که کاری نکردم اصلا

Why are you annoyed with me? I haven’t done anything wrong

تو حق نداری راجب من اینجوری قضاوت کنیا     you haven’t got such a right to go by me like this

قول می دم یه روزی جبران همه زحماتتو بکنم    I promise I’ll make up for you

I promise I’ll compensate for you one day

از دست پسرت دلخورم همش کثافت کاری میکنه تو اتاق

I am very annoyed with your son. he’s always jerking off in my room

من با برادرم دعوا کردم می تونم روت حساب کنم باهاش صحبت کنی از طرف من

I have quarreled with my brother. Can I count on you to speak to him on my behalf?

من نمی دونم این اندازه من هست یا نه بزار بپوشمش           I don’t know whether it's my size or not let me wear it

هر چقدر می خوای بکشی بکشا شام هست            As much as you would like to serve is fine with me go ahead

من نمی دونم این مسئله انقد اذیتت می کنه چرا از این گوش نمی گیری از اون گوش درش کنی اصلا؟

I don’t know if it bothers you, why don’t you take it as a pinch of salt?

 قربون دهنت برم همینو می خواستم بگم                                You can say that again. you took the word out of my mouth

فکر نمی کردم تو اینجا باشی(قانون طناب)                     I wouldn't think you were here

ازمن خواسته شده که این پروژه رو به عهده بگیرم حالا چیکار کنم؟

I have been asked to undertake the responsibility on the project

از دست برادرم دلخوری؟       are you annoyed with my brother?

من از برادرت تا حالا دوبارخواستم اون پولو به من قرض بده ولی همش منو سرکار میزاره

I have already asked your brother to lend me this money but he’s always having me on

بهتره خونسرد باشی اون ادم نمی شه     You had better calm down the leopard can’t change his spots

من روم نمیشه از برادرت اینو بخوام ایرادی داره از شما بخوام برای من بلیط ردیف وسط رو رزرو کنید؟

I haven’t got a cheek to ask your brother would you mind if I asked you to reserve the ticket at the aisle.    

من قول می دم اینکارو انجام بدم ولی دست من نیست به هر حال         I promise I’ll do it for you. But it’s not up to me

تو دلت میاد منو بندازی بیرون از شرکت Can you find it in your heart to fire me

من دیدم تو پول منو برداشتی دیروز چرا دروغ می گی اخه؟

I saw you take my money yesterday. Why are you telling me lie?

می تونم روت حساب کنم وقتی من مسافرت هستم اب بدی به گل و گیاه خونمون؟

Can I count on you to water my flowers while I am away?

نگران نباش من قول میدم چشمم به ماشینت باشه   Don’t worry I promise I’ll keep an eye on your car

چرا همینجا مغازه نمی زنی قول میدم همینجا جنساتو دو روزه رو هوا می برن

Why don’t you open a shop here I promise they‘ll take everything like a hot cake

از دست مادرت دلخورم همش قشقرق به پا می کنه

I am annoyed with your mother she is always making a fuss before my trips

می تونم روت حساب کنم به مناسبت سالگرد ازدواجمون این لگنو عوض کنی؟

Can I count on you to change this junk car on the occasion of anniversary of our wedding this year?

خیلی لطف داری ولی من نمی دونم به چه مناسبت اینو واسه من خریدی؟

It’s very kind of you but I don’t know on which occasion you have bought it for me

اندازش چطوره زیادی برات تنگ نیست؟ how do you like the size? It’s not too tight for you

این دقیقا همون چیزیه که من می خواستم  it’s just what the doctor order

من شمارو از جایی نمی شناسم  Don’t I know you from somewhere

چقدر زمان زود می گذره  How times flies

یادش بخیر اون روزا   Those were the days

فک کنم بهتر باشه من برم دیگه I think I should be going now

من هیچ لباسی ندارم برای امشب مجبورم این کت و شلوارمو سر راه بدم اتوشویی

I haven’t got anything to wear to the party I gotta drop off my suit at the laundry /cleaners on the way

بهتره حاشیه نری برو سر اصل مطلب  You had better not beat around the bush. get to the main point

You had better stop beating around the bush. get to the main point

I cant not come with you من نمیتونم نیام

من می تونم نیام با تو  I can not come with you

نکته : برای منفی وسط جمله می توانیم از stop استفاده کنیم.

من نمی تونم باهات بیام  I can’t come with you

من نمی تونم نیام   I can’t not come with you     or   I can’t stop coming with you

من می تونم سیگار نکشم مشکلی نیست  I can stop smoking  or I can’t smoking

Take place رخدادن

Happen اتفاق افتادن

انفجاری رخ داده Blast has taken place

از دستت دلخورم  I am very annoyed with you

از دستت دلخور بودم  I was very annoyed with you

دلخور میشه

شروع درس 14:

 Conversation

You are gonna be very annoyed with me

What makes you say that?

Remember, I was supposed to save you a seat?

Yes

I am afraid I wasn’t able to do it

Oh why not?

Well the truth is

I tried to, but usherette wouldn’t let me

Don’t worry about it

I’m sorry after all you were counting on me to save it

Don't worry about it. these things happen

You aren’t annoyed?

No it’s ok.

گرامر : تنها فعلی که اینده قطعی نمی شه خود to be است و will هم نمی پذیره. هر وقت to be  را خواستیم برای اینده بکار ببریم از gonna be  استفاده می کنیم.

یادآوری: برای چیزی که پیش بینی می کنیم و حدس می زنیم (شاید اتفاق بیوفته شاید هم نه) از gonna  استفاده می شه.

بعضی وقتها to be gonna معنی می خواد فارسی رو نمی ده مثل : همه چیز درست میشه

Everything is gonna be ok

بنابراین هر وقت to be  را خواستید برای اینده بکار ببرید از gonna  استفاده میکنیم

می خوام خلبان بشم (یعنی بودنم در اینده رو می خوام بگم)  I am gonna be a pilot

برادرت خونست؟ Is your brother at home

برادرت مهمونیه ؟  Is your brother at the party

برادرت امشب مهمونیه؟  Is your brother gonna be at the party tonight

این فیلم الان رو صحنست تو سینما this film is on scene

این فیلم یک ماه دیگه رو صحنست  this film is gonna be on the scene next month

تیم ما قهرمان می شهOur team is gonna be champion

May Day بشتابید برای کمک

همه چیز درسته Everything is ok

همه چیز درست می شهEverything is gonna be ok

نوارتون امادست Your tape/caste is ready

نواراتون 10 دقیقه دیگه اماده می شهYour caste is gonna be ready ten min

فردا امادستYour caste is gonna be ready tomorrow

از دستت دلخورم  I am annoyed with you

 از دستت دلخور می شم           I am gonna be very annoyed with you

حواسمو پرت نکن معلمم هواسش خیلی جمعه. دلخوره می شه

Don’t distract me my teacher is on the ball. He is gonna be annoyed with you

من کار بدی کردم از دست من دلخور می شی بهت بگم

I have done something wrong. You are gonna be very annoyed with me to tell you

دلخور می شه زنتا  your wife is gonna be very annoyed with you

از دستت دلخور می شم I am gonna be annoyed with you

تو از دست من دلخور می شی                you are gonna be annoyed with me

تو چرا گفتی اینو؟   why have you said that

چرا داری می گی اینو؟why are you saying that

رو چه حسابی ؟what makes

رو چه حسابی این حرف رو می زنی    what makes you say that

رو چه حسابی راجب من اینجوری فکر می کنی؟   what makes you think about me like this

رو چه حسابی به اون اعتماد می کنی ؟   what makes you trust him

رو چه حسابی با من اینجوری رفتار می کنی؟what makes you treat me like this?

رو چه حسابی این حرفو می زنی من کاری نکردم اصلا؟what makes you say that. I haven’t done anything wrong

رو چه حسابی به من تهمت می زنی؟what makes you accuse me?

رو چه حسابی منو تهدید می کنی؟what makes you threaten me?

رو چه حسابی انقدر زحمت می کشی؟what makes you strive so much?

burn the candle at both ends

Extreme effort without time to rest. The phrase, which came originally from a French expression, came to mean working so hard that you burn yourself out. In addition, because candles were once an expensive item, to burn one at both ends implied wasting valuable resources to achieve an obsession. The poet Edna St. Vincent Millay used the image in her verse: My candle burns at both ends; It will not last the night; But ah, my foes, and oh, my friends— It gives a lovely light

روچه حسابی انقد سگ دو میزنی؟what makes you burn/work yourself at both sides of the candle

چیکار کنم دیگه ؟what shall I do ?

work one's fingers to the boneسگ دو زدن
Cliché to work very hard. I worked my fingers to the bone so you children could have everything you needed. Now look at the way you treat me! I spent the day working my fingers to the bone, and now I want to relax.

move heaven and earthشق القمر
Exert the utmost effort, as in I'd move heaven and earth to get an apartment here. This hyperbolic expression was first recorded in 1792.

از صبح تا شب دارم عین سگ دارم کار می کنم(دارم شق القمر می کنم)

                I am working from fingers to the bone. Moving heaven and earth

انوقت دوقورتو نیمتم باقیه    then again two gulps and half are still due to you

Gulpsجرعه

بدهکار کسی بودن   to be +due someone

شق القمر نکردی که وظیفته    you haven’t set the themes of fire

رو چه حسابی این حرفو می زنی؟   what makes you say that?

یادت می یاد؟  (do you)remember?

گمان کردن   suppose

To be +supposed to این ساختار به معنی قراره است

من قراره اینجارو بفروشم     I am supposed to sale here

من می خوام اینجارو بفروشم  I am gonna to sale her

دوجمله بالا هیچ فرقی با هم نداره هردو اینده غیرقطعی هستند که با دومدل بیان شده اند برای اینکه تفکیک بشه جملات می خوام رو با gonna و قراره رو با suppose  استفاده کنید.

برادر شما قراره بچه به حضانت بگیره؟    is your brother supposed to adopt a baby

به فرزندی پذیرفتن  adopt

وفق دادن adapt

ما می خوایم اینجارو ماه بعد راه اندازی کنیم         we are gonna found/establish here next month

Launch راه اندازی برنامه

برادر من قراره یه مهمونی بگیره به مناسبت تولدش             my brother is supposed to take a party

من همه کارهارو روبراه کردم I have lined up everything

 همه کارها رو روبراه کردم همکارم قراره بهم خبر بده

I have lined up everything. My colleague is supposed to let me know

قراره بچه دار شم  I am supposed to have a baby

 

Operate on را دکتر انجام می دهد و have an operation on را مریض بیان می کند.عمل هایی که قسمتی از بدن جدا می شود از remove استفاده می کنیم.

دکتر قراره قلب منو عمل کنه   The doctor is supposed to operate on my heart

من قراره قلبمو عوض کنم   I am supposed to have an operation on my heart

پدرشما قراره اپاندیسشو عمل کنه  Is your father supposed to remove his appendix

پدر من قراره سبیل بزاره    My father is supposed to grow the mustache

اقای اسمیت قراره مربیگری این تیمو انجام بده از ماه بعد

Mr. Smite is supposed to coach this team from next month

شما قراره اقدامی بکنید در این زمینه

Are you supposed to take an action in this respect?

قراره کیارو دعوت کنید who are you supposed to invite?

می خوای چیکار کنی ؟what are you gonna do?

من قرار بودI was supposed to

من می خوام I’m gonna

من قراره  I am supposed to

I was gonna  میخواستم       I would want

من قرار بود اینجارو به نام تو بکنمI was supposed to make here over to you

قرار بود بهش انعام بدم چرا رفت؟I was supposed to pay him a tip. why did he leave her?

چرا رفت خونه؟why did he go home?

یادت می یاد من قرار بود برای عید کارگر بگیرم

Do you remember I suppose to hire a domestic?

شما قرار بود پارتی بازی بکنی برای من

You were supposed to pull up the string for me

Pull the strings also pull somebody's strings

To control the actions of a person or group, often secretly I'd like to know who's pulling the strings in that organization, because it's not the elected committee. He wanted to make his own decision, with no one pulling his strings.

 تو قراربود کیارو دعوت کنی؟ who were you suppose to invite?

چه حیف پرستار بچم دم دست نیست امروز

What a shame my baby-sitter is not available today

من قرار بود از اون بخوام اینجا بمونه امروز

I was supposed to ask her to stay here

قرار بود چیکار کنی؟ what were you supposed to do?

یادت می یاد من قرار بود تو این جشنواره شرکت کنم؟

Do you remember? I was supposed to attend this festival?

یادت می یاد من قرار بود کار رزرویشن شما رو تو هتل انجام بدم

Remember. I was supposed to make a reservation at the hotel

یادت می یاد که من قرار بود پدر شما رو ترقیب کنه که همکاری کنه ؟

Remember I was supposed to persuade your father?

 Encourage تشویق

یادت می یاد من قراربود حکم جلب اون مرد رو بگیرم؟

Do you remember I was supposed to get his warrant of arrest?

یادت می یاد من قرار بود ماشین تور و بیمه شخص ثالث کنم؟

Do you remember I was supposed to cover your car by third party insurance?

Do you remember I was supposed to probe this matter? یادت میاد قرار بود من ته توی این قضیه رو در بیارم

یادت می یاد شما قرار بود قبل از فوتت وصیت بکنی

Do you remember you were supposed to make a will before your death?

یادت می یاد من قرار بود شرکتو گسترش بدم بعد از اولین قرارداد؟

Do you remember I was supposed to expand the company?

قرار بود زود بیای سرکار       you were supposed to come to class soon

چیزی رو گسترش دادن          develop sth

جایی رو گسترش دادن داخلی (مثل گسترش درون شرکت)   extend somewhere

گسترش خارجی(مثل بازکرن شعبه های جدید)      expand

پیتر قرار بود زنگ بزنه ساعت ده چی شد؟

Peter was supposed to call by ten

من می خوام            I am gonna

من قراره  I am supposed to

من قرار بود            I was supposed to

یادت می یاد من قرار بود یه جایی رو برات نگه دارم وقتی دستشویی بودی

Do you remember I was supposed to save you a seat while you were in toilet?

I was supposed to transfer the money

I wasn’t able to do it نتونستم

I am not able= I can't نمی تونم

I wasn’t able= I couldn’t

I couldn’t do it تونستم

 فرق بین tobe able to    با can/could:

To be able to : تلاش انجام داده ای ولی نتونستی

Can /could: تلاشی نکرده ای

Why don’t you lift the table چرا میز رو بلند نمی کنی?

I am not able to do itنمی تونم

 

به هر دری زدم (این جمله برای بیان سختی کار با بارمنفی بکار می رود)          I was at pains  …

به هر دری زدم نتونستم

I was at pains but I wasn’t able to do it

به هر دری زدم پدرتو متقاعد کنم

I was at pains to pursued your father but I wasn’t able to do it

به هر دری زدم یه کاری برات دست و پا کنم نتونستم

I was at pains to create a job for you but I wasn’t able to do it

پدرم درامد (این جمله برای بیان سختی کار با بار مثبت به کار می رود)             I had a devil of job….

پدرم درامد تا پیدات کردم  I had a devil of job to find you

پدرم درامد تا اینو راضیش کردم  I had a devil of job to pursued him

پدرم درامد تا سیگار و ترک کنم   I had a devil of job to give up smoking

پدرم درامد تا شما رو به این حد برسونم I had a devil of job to train you up to here

Do you remember, I was at pains to do it. Unfortunately I wasn’t able to do it

 تو حق نداری راجب من این تصمیمو بگیری        you haven’t got such a right to decide about me like this

What makes you say that رو چه حسابی این حرف رو میزنی?

Do you remember? I was supposed to save you a seat. While you were in a toilet وقتی شما دستشویی بودین

I wasn’t able to do it تلاشمو کردم و نتونستم

واقعیتش اینکه         the truth is…

برای شروع از این اصطلاح استفاده می کنیم

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم             the truth is I tried to

واقعیتش اینکه من خواستم اینکارو بکنم    the truth is I wanted to do it

واقعیتش اینکه من قرار بود اینکارو بکنم   the truth is I was supposed to do it

واقعیتش اینکه من می خواستم این کارو بکنم        the truth is I would want to do it

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی پدرت نمی ذاشت من اینجا بمونم

The truth is I tried to but your father wouldn’t let me stay here

پدرت نذاشت           your father didn’t let me

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی برادرت نمی ذاشت من حرفمو بزنم تو جلسه

The truth is I tried to but your brother wouldn't let me have my say at the meeting

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی زنم نذاشت اتو بزنم زنرو

The truth is I tried to but my wife didn’t let me Hitchhike

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی هیچکس نمی ذاشت من بیام تو جلسه

The truth is I tried to but nobody would let me coming the meeting

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی هیچکس نزاشت من بیام تو جلسه

The truth is I tried to but nobody let me coming the meeting

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی هیچکس نزاشت حرفمو بزنم

The truth is I tried to but nobody let me have my say

 واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی اون اصلا حرفای منو گوش نمی کرد        

The truth is I tried to but he wouldn't take my advice

 واقعیتش اینکه من تلاش کردم اما کنترچیه نمی ذاشت

The truth is I tried to but the usherette wouldn't let me

کنترلچی زن  usherette

کنترلچی مرد   usher

من تلاشم رو کردم ولی پول نداشتم

I tried to but I didn’t have any money

من تلاشمو کردم ولی وقت ندارم

I tried to but I didn’t have any time

من تلاشمو کردم ولی پول کم اوردم

I tried to but I was short of money

To be + short of :  به معنی کم اوردن است

وقت کم اوردم       I was short of time

نفس کم اوردم          I was short of breath

خودتو دست کم نگیر              don’t sale yourself short

واقعیتش اینکه من نرسیدم       the truth is I tried but I wasn’t able get around to doing it

واقعیتش اینکه من تلاشم رو کردم ولی انجا  یه صف طولانی بود

The truth is I tried to but there was a long queue in the street

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی انجا یه هرج و مرجی بود

The truth is I tried to but there was a turbulent over there

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی یه خرتو خری بود

The truth is I tried to but dogs eat dog over there

واقعیتش اینکه من تلاشمو کردم ولی اون نمی ذاشت من کارمو انجام بدم

The truth is I tried to but he wouldn’t let me do my job

نکته: finally  برای نتیجه گیری به کار می رود ولی after all  (بالاخره)برای نتیجه گیری به کار نمی رود

بالاخره هر چی باشه تو داشتی رو من حساب می کردی

After all you were counting on me to save it

بالاخره هر چی باشه داشتی رو من حساب می کردی که پولو سر برج بهت قرض بدم

After all you were counting on me to lend you that money until payday

بالاخره هر چی باشه رو من حساب می کردی که بگیرمت

After all you were counting on me to married you

نگران نباش پیش میاد دیگه     don’t worry about it this thing happen

On the contrary: به معنای برعکس از نظر گفتار

Inside out: به معنای برعکس برای لباس بکار می رود

Upside down: به معنی واژگون کردن

Proverbs:

گذشته ها گذشته      

Let bygones be bygones.

Cliché Forgive someone for something he or she did in the past. Jill: Why don't you want to invite Ellen to your party? Jane: She was rude to me at the office picnic. Jill: But that was six months ago. Let bygones be bygones. Nancy held a grudge against her teacher for a long time, but she finally decided to let bygones be bygones.

 نونو بچسبون تا تنور داغه

Strike while the iron is hot

Prov. When you have an opportunity to do something, do it before you lose your chance. This is the best time in the last ten years to buy a house. Strike while the iron is hot. Ask Lisa for a favor now, while she's in a good mood. Strike while the iron is hot. 

  نظرات ()
مطالب اخیر sdfdsa (پیشرفته 1- درس پانزدهم) gonna be- To be +supposed to-able to do(پیشرفته 1- درس چهاردهم) Can I rely on you(پیشرفته 1-درس سیزدهم) (پیشرفته 1-درس دوازدهم) (پیشرفته 1-درس یازدهم) (پیشرفته 1-درس دهم) (پیشرفته 1-درس نهم) (پیشرفته 1-درس هشتم) (پیشرفته 1-درس هفتم)
کلمات کلیدی وبلاگ مقدماتی (۱٩) پیشرفته 1 (۱٦)