کامل ترین مجموعه سی دی های زبان مهران میرزایی
وبلاگ آموزش زبان انگلیسی

کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/٥/٢٥

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز داریدبه صفحه خرید سی دی مراجعه کنید

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

Speak from nineteen to dozen

if someone is talking nineteen to the dozen, they are talking very fast, without stopping

Initiate    شروع کردن   

Alibi    بهانه- شاهد دادگاه

فکر نمیکنم همدیگه رو دیده باشیم    I don’t think we have met

Haven’t I seen you?من شما رو ندیدم ؟  

My Name is Carolyn

Hello. I am Kenji. Pleased to meet you

Please to meet you too

Where are you from?

Japan

How about you?

I am from Venezuela

Don’t I know you from somewhere?من شما رو از یه جایی نمیشناسم ؟  

دوحالت داره یا

She slaps you on the face or she answers u!        slaps    سیلی زدن  

یا اینکه وارد مکالمه میشینچشمک

You are sitting at the doctor's تو مطب دکتر نشستی

What is wrong with you?چته ؟  

I have got a headache. What about you?

I have got a sore throat. What about you?گلو درد دارم شما چی

I have got a backache. What about you?کمر درد دارم شما چی

I don’t think we've met. Which department do you work in?کدوم دپارتمانین

I work in sales department. What about you?تو قسمت فروش کار می کنم شما چی

I work in staff department. What about you?من تو قسمت کارگزینی کار می کنم

I work in accounting department. What about you?من تو قسمت حسابداری کار می کنم

I work in maintenance department. What about you?من تو قسمت حفظ و نگهداری کار می کنم

Suppose you live in a residential buildingمسکونی

Haven’t I seen you in the building? من شمارو توی ساختمون ندیدم

Which floor do you live on?  I live on second floor شما کدوم طبقه زندگی می کنین

Which flat do you live in?    شما تو کدوم آپارتمان زندگی میکنید ؟                        

Supposing you are at the office              

Which department do you work in?

Administrative departmentقسمت اداری

Supposing you are sitting in the crowdنشستی تویه یه جمعی

You see a musician یه نوازنده می بینی

Which instrument do you play?چی میزنی شما

I play the guitar what about youمن گیتار می زنم شما چی

Supposing you are standing at the university yard

A band of boys with the band of girls are over there

You see a girl among all of those girls over there and you have hit off (hit/hit/hit) with one of those girls

Hit off (to be friendly with each other immediately) چششو گرفته

Catch eyesچشمت کسی را بگیرد

You bet with your friend that you can speak with one of them and give your number

What is your major? رشته شما چیه

My major is Mathematics. What about you?

Mathematics

Astrology نجوم

Astronaut فضانورد

Accounting

Psychology روانشناسی

Zoologyجانور شناسی

logy هرچی شناسی داشته باشه آخرش میاد

ماضی نقلی استمراریhave/has   +   been   +   ing

How long have you been living here?    چندوقته که اینجا زندگی می کنین

I have been living here for 10 years من ده ساله که اینجا زندگی می کنم

My sister has been living in London for two years

My father has been smoking cigarettes for 20 years

I have been teaching for 2 hours

My sister has been working in this apartment for two years

I have been looking for my mother for two years

My daughter has been driving for five hours

Cooperateهمکاری

Cooperationبه شکل اسمی

We have been cooperating together for 10 years

I have been speaking with you for 2 hours

My son has been playing the guitar for four years

Messi has been playing in Barcelona for six years

I have been standing my wife for four yearsتحمل کردن 

Your son has been playing with the computer for 2 hoursداره به کامپیوتر بازی می کنه

Your son has been working with the computer for 2 hoursداره با کامپیوتر کار می کنه

I have been crying for two hoursدوساعته که دارم گریه  میکنم

همون چند تا فعلی که در حال استمراری هم " دارم" و " داری" نمیگرفت در ماضی نقلی استمراری هم به همین صورت عمل میکنه

پدرم دم در وایستاده my father is standing at the door

پدر من دوساعته که دم در وایستاده My father has been standing at the door for two hours

حالا لحن سوالیش رو کار می کنیم

How long have you been living hereچند وقته اینجا زندگی میکنین

How long has your mother been working in this company?چند وقته مادرت این شرکت کار می کنه

How long have you been looking for me?چند وقته دنبال من می گردی

How long have you been cooperating together?چند وقته با هم دارین همکاری می کنین

How long has your husband been standing you?چند وقته که شوهرتون داره تحملتون می کنه

Your son plays the guitar very wellپسرتون خیلی خوب گیتار میزنه

How long has your son been playing the guitar?چند وقته که پسرتون داره گیتار میزنه

When are you due?کی زایمان می کنین

Due to منوط به (در نامه های رسمی)

these days این روزهایی است که به گذشته هم اشاره می کند

you never come to the office these days این روزا شرکت نمیای

برای تولد بچه به این شکل نیست. چون منظور این روزهایی است که در آینده نزدیک پیش میاد

To Be Due

Any day now همین روزها

Any minute nowهمین الان ها

Any Year now همین سال ها

she is coming any minutes nowهمین الانا میاد

When is your baby Due? بچه تون کی دنیا میاد

Early next monthاوایل ماه بعد

Late next monthاواخر ماه بعد

Early next week اوایل هفته

Late next week اواخر هفته

Haven’t I seen you?من شمارو ندیدم

نحوه استفاده ازlet که فعل بعدش بدون toمیاد

Introduction مقدمه

Introduce معرفی

Let me introduce my colleague بزارید همکارم رو معرفی کنم

Let me introduce my son بزارین پسرم رو بهتون معرفی کنم

Let me introduce my bosom friend بزارین دوست جون جونیم رو معرفی کنم

Let me introduce my grand mother

Let me introduce my friend

Let me introduce my teacher

Do you know me? منو میشناسی

Do I know you? من تورو میشناسم

Don’t I know you? من تورو نمیشناسم

به این شکل هم میتونیم استارت بزنیم

Don’t I know you from somewhere? من شمارو از جایی نمیشناسم

Don’t I know your father from somewhere? من پدر شمارو از جایی نمیشناسم

Haven’t I seen you? من شمارو ندیدم

I don’t think we've metفک نکنم

I don’t think soفکر نمیکنم اینطور باشه

اگر بگیم don’t I know you from anywhere معنی خودش رو از دست میده یعنی من شما رو از هیج نمیشناسم؟

Why is thatچطور مگه

I don’t think so. Why is that? فکر نمیکنم چطور مگه

Don’t you work in the bank on the high street? شما تو بانک خیابون بالایی کار نمی کنین

Don’t you work in the staff department? شما تو قسمت کارگزینی کار نمی کنین

Don’t you work for insurance company شما برای شرکت بیمه کار نمیکنین?

Aren’t you Russell Crowe? شما راسل کرو نیستین

Aren’t you Jodie foster? شما جودی فاستر نیستین

Don’t you work in the same bank as I work شما تو همون بانکی کار نمیکنین که منم کار می کنم?

وقتی دو تا فعل مشابه داریم به شکل زیر تغییر می دیم که شکل جمله رو بهتر می کنه

Don’t you work in the same department as I do شما تو همون قسمتی کار نمیکنین که منم کار می کنم?

Don’t you teach at the same university as I do شما تو دانشگاهی تدریس نمیکنین که منم می کنم?

Don’t you go to the same school as I do همون مدرسه ای که من میرم نمیرین?

Don’t you play in the same team as I do همون تیمی بازی نمیکنین که منم بازی می کنم?

Don’t you live in the same street as I do همون خیابونی زندگی نمی کنین که منم زندگی می کنم?

Don’t you play the guitar in the same band as I do همون گروهی که من گیتارمیزنم میزنین?

Don’t you work in the same department as my brother does همون قسمتی کار نمیکنین که برادر منم کار می کرد؟?

Don’t you play in the same team as my brother does همون تیمی بازی نمی کنین که برادر منم بازی می کرد?

Don’t you teach in the same university as my father does همون دانشگاهی تدریس نمی کنین که پدر منم تدریس می کرد?

Doesn't your brother go to the same school as my brother does برادرتون همون مدرسه ای نمیره که برادر منم میره?

Doesn't your grandmother play in the same team as my grandfather does همون تیمی بازی نمیکنه که پدر بزرگم بازی می کرد?

Don't you work in the same bank as I do? همون بانکی که من میرم میرین

Must باید

I must go من باید برم

این باید از حالا به بعد است

She must leave

دقت کنیم که must  و should و Can  جلوی s  در سوم شخص رو می گیرد

اگه به معنای باید در گذشته به کار ببریم با ماضی نقلی استفاده می شود و به معنای احتمالا به کار می رود

She must have stayed at home احتمالا مونده خونه

She must have called me احتمالا به من زنگ زده یا باید به من زنگ زده باشه

I am worried about my mother. She is late نگران مادرمم دیر کرده

Don’t worry. She must have arrived home احتمالا رسیده خونه

She must have arrived home by now احتمالا تا الان رسیده خونه

She must have died احتمالا مرده

Let's scape فرار کنیم

I have cooked the dinner من شام درست کردم

Why doesn’t your father eat dinner چرا پدرت شام نمیخوره?

He must have eaten dinner احتمالا شامشو خورده

I am worried about my sister نگران خواهرمم

She hasn't arrive نرسیده

He must have lost the way احتمالا راه رو گم کرده

Haven't you seen my luggage?

You must have left it at the airport احتمالا فرودگاه جاش گذاشتی

I am so sorry من متاسفم

I must have forgotten احتمالا یادم رفته

Go the wrong way راه رو اشتباه رفتن

I could kick myself خاک تو سرم

We must have gone the wrong way احتمالا

Where is my brotherبرادرم کجاس?

He was in his room تو اتاقش بود

He must have gone to lunchاحتمالا رفته نهار

I am worried about my mother. She is late

She must have gotten stuck in the traffic احتمالا تو ترافیک گیر کرده

Must have احتمالا

بار این جمله ها مثبت بود حالا بار منفیش

مثلا می بایستی این کار رو میکردی ( ینی نکردی)

You should have stayed at home می بایستی خونه می موندی

I should have locked the door من می بایستی در رو قفل می کردم

He should have called me می بایستی به من زنگ میزد

You should have divorced her می بایستی طلاقش می دادی

I should have invited you من می بایستی تورو دعوت می کردم

She is late اون دیر کرده

She should have arrived by now تا الان دیگه باس می رسید

She must have arrived by now احتمالا رسیده تا الان

I am worried about my wife من نگران زنمم

Her plane should have crashed by now هواپیمای اون می بایستی تا الان سقوط می کرد

Her plane should have landed by now هواپیماش باید تا الان می نشست

You should have canceled the meeting شما باید جلسه رو کنسل می کردی

Confuse گیج شدن

I have confused you من شمارو اشتباهی گرفتم

I must have confused you احتمالا شمارو باکس دیگه ای اشتباهی گرفتم

You must have confused me شما حتما منو اشتباهی گرفتی

You must have confused me with somebody else شما حتما منو اشتباهی گرفتی

You must have confused me with my brotherبا برادرم اشتباه گرفتی

Confuse اشتباه گرفتن آدم با آدم

Made a mistake اشتباه کردن

I must have made a mistake احتمالا اشتباه کردم

You must have made a mistake احتمالا اشتباه کردین

What a mistake I have made چه اشتباهی کردم

What a mistake I made 10 years ago ده سال پیش چه اشتباهی کردم

 

Proverb:

"Every cloud has a silver lining."  در نا امیدی بسی امید است

lining آستر لباس

هر ابری آستر نقره ای رنگی داره
Prov. You can derive some benefit from every bad thing that happens to you. (You can also refer to the silver lining of a particular cloud, the benefit you can derive from a particular misfortune.) I'm sorry your business is going badly, but don't despair. Every cloud has a silver lining. When Mary's friends visited her in the hospital, they tried to cheer her up, but Mary never could find the silver lining in the cloud of her illness.

Mehran Mirzaei,Mehran mirzaee,Mehran Mirzaie,Mehran Myrzaiee,Mehran Mirzai,مهران میرزایی

سلام. من بابک مهدی زاده رحیمی هستم.در این وبلاگ سعی میکنم تا مطالب یکی از مفیدترین کلاس های زبان موجود در تهران، کلاس (استاد مهران میرزایی Mehran Mirzaiee - موسسه آرمان پویش Arman Pouyesh) رو برای شما جمع آوری کنم. امیدوارم که مفید باشه. اگه علاقه مند بودید و مطالب من رو دنبال کردین ممنون میشم که از راهنماییهاتون بهره مند بشم. هرجا به ایرادی برخوردین حتما اشاره کنین تا این وبلاگ هر روز بهتر و کاملتر بشه. دوستانی که با آقای میرزایی در ارتباط هستن ما رو از آخرین اخبار مرتبط با ایشون بهره مند کنن. اگر عکسی از کلاس های ایشون در اختیارتون هست برام بفرستین. در صورت نیاز به فایل های صوتی کلاس ها به من ایمیل بزنید (Babakmz@gmail.com) موبایل:09125273067 کانال تلگرام ما: https://telegram.me/expressway به امید موفقیت هرچه بیشتر شما
جستجو در وبلاگ:
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کدهای اضافی کاربر :