بابک مهدی زاده رحیمی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      آرمان پویش (Arman Pouyesh ) (وبلاگ آموزش زبان انگلیسی)
Can I rely on you(پیشرفته 1-درس سیزدهم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

این درس به تدریج کامل خواهد شد. درس 13 بنا به درخواست زیاد عزیزان قبل از دروس

قبلی ارائه میشه

قبل از شروع درس سیزدهم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

 

She is always getting on my nerves همش رو اعصابمه

I don’t understand. If it bothers you so much. Why don’t you mention it to him? متوجه نمیشم

اگه این مسئله اینقدر عذیتت میکنه چرا بهش یه تذکر نمیدی

I suppose I should do it. But I don’t like complaining. فکر می کنم بهتر باشه این کار رو بکنم ولی میدونی من از شکایت خوشم نمیاد

I don’t like nagging از نق نق کردن خوشم نمیاد

Could you do me a favor? میشه یه لطفی در حق من بکنین

I am at your service. What can I do for you? در خدمتتون هستم چی کار میتونم براتون انجام بدم

Your brother always making me a loose face in crowd برادرت همش منو تو جمع ضایع می کنه

Could you speak to him? On my behalf میشه باهاش از طرف من حرف بزنی

By all means با کمال میل

But I don’t know what I did last night ولی من نمیدونم دیشب چیکار کردم

I am annoyed with you از دستت دلخورم دیگه

You are always paying my dinner همش پول شام منو حساب می کنی

It’s my turn نوبت منه

فقط در مورد پول اگه باشه دیگه اصطلاحش چیز دیگه ای هست

It is my treat نوبت منه

To offer to pay not only for your own share, but for one or more others in your party.

Jane: Ice Cream would be great about now.
Joe: Yeah it would, but I'm saving my dough for a new i-Pod.
Jane: C'mon, let's go to Cold Stone, don't worry about paying, it's my treat.
Joe: Thanks!

I don’t understand. If it bothers you so much, why don’t you fire him? من نمیفهمم اگه این مسئله اینقدر اذیتت می کنه چرا اخراجش نمی کنی

I suppose I should do it. But he has just been employed گمون می کنم که باید همین کار رو انجام بدم ولی اون تازه استخدام شده

I can’t find it in my heart دلم نمیاد

Can you find it in your heart to treat me like this دلت میاد با من اینجوری رفتار کنی

I am very annoyed with your mother از دست مادرت دلخورم

Has she done anything wrong کاری کرده

I always respect herهمیشه بهش احترام میزارم

She is always treating me like a dirty ولی اون همیشه با من بد رفتاری میکنه

She is always treating me like a royalty ولی اون همیشه با من خوش رفتاری میکنه

How many times have you spoken to him so far? تا حالا چند بار باهاش حرف زدی

 شروع درس 13:

Conversation:

Can I rely on you to turn off the lights when you leave?

Yes I promise I will turn off the lights

You are not forgetting it? It’s really important

Don’t worry. You can rely on me

 میتونم  روت حساب کنم       Can I rely on you

میتونم بهت اعتماد کنم             Can I trust on you

میتونم روت حساب کنم (این جمله بیشتراستفاده می شه)        Can I count on you

میتونم روت حساب کنم        Can I depend you

می تونم روت حساب کنم وقتی می ری برقها رو خاموش کنی

 Can I rely on you to turn off the lights when you leave?

من کلید ندارم میتونم روت حساب کنم دررو قفل کنی وقتی که میری

I haven’t got a key. Can I count on you to lock the door when you leave?

من یه مقدار دیرتر از تو می رسم سینما می شه روت حساب کنم یه جا برای من نگه داری

I’m getting to the cinema a bit late can I count on you to save me a sit

می تونم روت حساب کنم در رو پشت سرت ببندی           Can I count on you to close up the door backward?

من مجبورم تا دیروقت بمونم اینجا می تونم روت حساب کنم بری دنبال پسرم توی فرودگاه

I gotta stay here late tonight. Can I count on you to pick up my son at the airport tonight

می تونم روت حساب کنم توی عید یه سه روز به من مرخصی بدین

Can I count on you to give me tree days off in nuroz?

می تونم روت حساب کنم یه اپارتمان خوب پیدا کنی برام این نزدیکیا

Can I count on you to find me a good flat near here?

یه مقدار بدهی بالا اوردم می تونم روت حساب کنم یه مقدار پول به من قرض بدی تا سر برج؟

I have run up some debts in this month. Can I count on you to lend me some money until payday?

من ریکوردرمو برای کلاسم  نیاز دارم می تونم روت حساب کنم برای فردا امادش کنی ؟

 I need my recorder tomorrow can I count on you to make to ready?

گرامر: یک سری کلمات صفت ساده یا اسم ساده هستند مثل difficult –easy –good

به این صفت های ساده می توانیم  makeاضافه کنیم تا فعل بسازیم.

مشکل :difficult                    مشکل کردن:make a difficult

اماده:ready                            اماده کردن :make a ready

راحت :comfortable           راحت کردن:make a comfortable

سرد کن این چاییرو             make it cold

 

می تونم روت حساب کنم بچه منو بخوابونیش                              Can I count on you to make him asleep             

می تونم روت حساب کنم ماشین منو امادش بکنی             ‍Can I count on you to make my car ready

 من دیر میام امشب می تونم روت حساب کنم مهمونارو سرشونو گرم کنی قبل اینکه من برسم

I am coming late can I count on you to make my guess busy before I arrive home

می تونم روت حساب کنم از این به بعد نوارارو با دقت گوش بدین

Can I count on you to listen to your caste very carefully from now on?

من تازه این کارو شروع کردم ه رو از ب تشخیص نمی دم می تونم روت حساب کنم قلق اینکارو به من نشون بدی

I have just started this job I can’t make a head nor tail of it this job can I count on you to show me the robs

من ه رو از ب تشخیص نمی دم          I don’t know one alphabet of it

من بقیه کلاسو نمی مونم می تونم روت حساب کنم نوارم تموم شد برشگردونی

I’m not stay the rest of the class can I count on you to revers my caste when it finishes

می تونم روت حساب کنم یه مساعده ای برام پرداخت کنی این ماه

Can I count on you to make me advance on my salary?

می تونم روت حساب کنم که توی یک سال منو هنر پیشه مشهوری بکنی؟

Can I count on you to make me a famous actress in one year?

من نمی خوام دیگه دنبال خونه بگردما می تونم روت حساب کنم که قراردادو با من تمدید کنی یا نه

I’m not gonna look for the house any more can I count on you to renew a contract with me for the next year

من دیگه یه پام لب گوره می تونم روت حساب کنم بچه های منو زیر بال و پر خودت بگیری؟

I have got one foot/leg on the grave can I count on you to take my children under your wings

می تونم روت حساب کنم که بعد از هیجده سالگی منو مستقل کنی ؟

Can I count on you to make me independent after eighteen years old

می تونم روت حساب کنم انتقام منو ازش بگیری can I count on you to take my revenge

ما این پولو به شما می دیم می تونیم روتون حساب کنیم که بعد از این پول گروگانهارو ازاد کنید

I’m pay you this money can I count on you to set the hostage free

می تونم روت حساب کنم تیم ما رو قهرمان کنی این فصل

Can I count on you to make my team champion in this league?

می تونم روت حساب کنم منو تا خونه برسونی     can I count on you to give me arrive home

می خوام ازدواج کنم می تونم ازت خواهش کنم بعد از ازدواج هوای منو داشته باشی

I’m gonna get married can I count on you to scratch my back/stand with me after my married

می تونم روت حساب کنم جلسه بعد با یه روحیه خوب تو کلاس شرکت کنی ؟

Can I count on you to attend the class in the good mood next week?

نکته: قهر کردن و اشتی کردن دارای یک structure می باشند با حالت منفی به معنای قهر کردن و با حالت مثبت به معنی اشتی کردن می باشد.

من با تو اشتیم                   I’m on speaking terms with you

با برادرم قهرم       I’m not on speaking terms with my brother

من با زنم قهرم                  I’m not on speaking terms with my wife

برعکس من با زنم اشتیم       on the contrary I’m on speaking terms with my wife

من با زنم قهرم روم نمی شه می تونم روت حساب کنم امشب بیای واسطه ما بشی

I’m not on speaking terms with my wife can I count on you to act as a go between me and her

نکته : واسطه 2نوع می باشد 1. واسطه کاری (دلال ) broker2.واسطه دوستیgo-between  (فعل آن act as a go-between)

دلال سهام     Stock broker 

دلال بازیکن   Player broker

من تو بد مخمصه ای گیر کردم           I have got stock in the bed predicament

می تونم روت حساب کنم یه پارتی بازی بکنی واسه من اینجا

Can I count on you to pull of string for me in your office?

می تونم روت حساب کنم از بچه هام مراقبت کنی وقتی من مسافرتم

Can I count on you to take care of my children while I am on a trip?

نکته : when و while هر دو معنی وقتیکه هستند با این تفاوت کهwhen  وقتیکه یک لحظه است و while وقتیکه یک لحظه نیست طول میکشد .

من منتظر یه تماسم دستشوییم داره میریزه می تونم روت حساب کنم تلفن منو جواب بدی وقتی من دستشوئیم

I am waiting for a contact I feel a wet can I count on you to answer a telephone while I am in the toilet

نکته : keep an eye on something عامیانه مراقب چیزی بودن است

چشمت یه دقیقه به ماشین من باشه وقتی من تو مغازم

                 Can I count on you to keep an eye on my car while I’m in a shop?

من حالم خوب نیست می تونم روت حساب کنم وقتی من بیمارستان هستم کلاس رو خوب بگردونیش

I’m under the weather can I count on you to run the class while I’m bedridden in the hospital

می تونم روت حساب کنم کار خونه رو بگردونی بعد از من                                can I count on you to run the factory after me

می تونم روت حساب کنم خونه رو به نام من بزنی بعد از دو سال

                Can I count on you to make the house over to me after two years?

دو ساله بیکار شدم می تونم روت حساب کنم یه کاری برام اینجا دست و پا کنی

I have been jobless for two years can I count on you to create the job for me in your office

می تونم روتون حساب کنم برک بدین               can I count on you to give the  break

می تونم رو قولت حساب کنم             can I count on your words

می تونم روت حساب کنم دیگه دیرنیای can I count on you not to come late anymore

می تونم روت حساب کنم که غیبت نکنی                       can I count on you not to make absence

Until: بمعنی تا می باشد و حتما بعد از ان باید زمان داشته باشید.

In order to:  بمعنی تا می باشد وبعد از ان زمان نمی اید .فعل و انجام کار می اید زمانی استفاده می شود که فاعل کاری را شروع کرده تا خود همان فاعل کار را انجام بدهد.

In order that:  بمعنی تا می باشد زمانی استفاده می شود که فاعل کاری را شروع کره اما خودش کار را انجام نمی دهد.

 

می تونم روتون حساب کنم اینجا بمونین تا با پدرم در رابطه با مشکلم صحبت کنم

Can I count on you to stay here in order to speak to my father?

میتونم روت حساب کنم برگردی تا به جای من کلاس رو بگردونی

Can I count on you to come back sooner in order to run the class instead of me?

من اینجا موندم تا با پدرت صحبت کنم I have stayed here in order to speak to your father

من اینجا موندم تا با پدرم صحبت کنی   I have stay here in order that you speak to my father

نکته : promise(قول )را زمان حال می دهیم و انجام کار ان برای اینده است پس طبیعتا کلمه بعد ان باید اینده (will)باشد.

Promise همیشه با will می اید.

قول میدم برقارو خاموش کنم             I promise I will turn off the lights

قول می دم اینجا بمونم                                            I promise I will stay here

قول می دم پول رو تا سر برج بهت قرض بدم                 I promise I will lend you this money until payday

قول می دم بینتون واسطه بشم                        I promise I will act as go-between

قول می دم خونسردی خودمو حفظ کنم              I promise I will calm down

قول میدم قراردادو سال بعد با خود تو تمدید کنم               I promise I will renew contract with you next year

قول می دم دو روز بهت مرخصی بدم              I promise I will give you two days off

قول میدم پشیمون بشی                     I promise you will regret

قول میدم مایوس میشین                    I promise you will be disappointed

قول میدم خودم برم دنبال برادرت        I promise I will pick up your brother

قول میدم دیگه تکرار نکنم منو ببخش               I promise I won’t repeat it again, forgive me

قول میدم دیگه برنگردم          I promise I won’t back again

قول میدم خونه رو به نامت کنم                      I promise I will make the house over to you

قول میدم اون دباره برمیگرده به زندگیش           I promise she will return to life again

قول میدم ادم بشه                I promise she will come down to earth

من نمی فهمم اگه شما انقد بی پولی چرا اینجا سرمایه گذاری نمی کنی

I don’t understand if you are broke why don’t you invest here

قول میدم در دراز مدت سود میکنی      I promise you will make a profit in the long run

می تونم روت حساب کنم یه مغازه بزنم اینجا      can I count on you in order to open up shop here

قول می دم جنساتو رو هوا ببرن         I promise they will take everything like a hot cake

پروندتو بزار رو میز قول می دم در اولین فرصت پروندتونو بررسی کنم

Put your file on the table I promise I will look into it at the first chance

قول میدم مو رو از ماس بکشه بیرون               I promise he will look into everything like a tooth comb

یادت نمی ره ؟       you are not forgetting it ?

یادت نره don’t forget it

واقعا مهمه                       it’s really important

یادت نره این واقعا لازمها                  don’t forget it , it’s really necessary

چقد این مسئله مهمه مگه که انقد اصرار داری روش؟       

How important is this matter that you have got strong feeling about it

نگران نباش می تونی رو من حساب کنی           don’t worry you can rely on me

چرا به من نمیگی چه اتفاقی افتاده                    why don’t you tell me what has happened

می تونم روت حساب کنم موضوع بین خودمون بمونه ؟    can I count on you to keep it under your hat

نگران نباش قول میدم جیکم در نیاد                  don’t worry I promise I won’t breath in word

قول میدم دهنم بسته باشه                  I promise I will steel my lips

بندو اب ندی                     don’t let the cat out of the bad

نگران نباش دهنم قرصه       don’t worry my lips are sealed

می تونم روت حساب کنم اجاره منو زیاد نکنید                can I count on you not  increase my rent

نگران نباش از الان قول میدم رو اجارت نکشم

Don’t worry from now on I promise I won’t put up your rent

Proverb:

هر کی خربزه می خوره پای لرزش می شینهIf you have made a bed you gotta lie on it

You've made your bed (and you'll have to lie in it).  also You made your bed (now lie in it).
something that you say in order to tell someone that they must accept that they will suffer as a result of something bad that they have done Don't come crying to me if it all goes wrong. You've made your bed and you'll have to lie in it.

  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس دوازدهم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس یازدهم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس دهم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس نهم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس هشتم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس هفتم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-ششم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس پنجم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس چهارم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠
  نظرات ()
(پیشرفته 1-درس سوم) نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

این درس به تدریج کامل خواهد شد.

قبل از شروع درس سوم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

The name rings a bell, but I can't put the face to it اسمش آشناس ولی نمیتونم قیافش رو به یاد بیارم

Could you explain about her? میشه درموردش توضیح بدین

She is the one who pulled the wool over my eyes همونیه که سر من شیره مالید

She is the one who pulled the wool over your eyes before I employed you here قبل از اینکه من تورواستخدام کنم سرت شیره مالید

I was about to have an accident نزدیک بود که تصادف کنما

What a mistake I have madeچه اشتباهی من کردم

That’s your fault اشتباه تو هست

You should have moved sooner باید زودتر حرکت می کردی

I almost forgot, how long have you been working here? شما چند وقته که اینجا کار می کنین

I must have gone the wrong way احتمالا راه رو اشتباه رفتم

Thank you very much indeed, I was about to leave my case here

You are luckyخوش شانسی / you are unlucky بد شانسی/ you are lucky in the nick of time سر به زنگاه دقیقه نود

I almost lost the game داشتم بازی رو میباختم ها

Don’t you work in the same department as I do? شما همون قسمتی کار نمی کنی که منم کار می کنم

You must have confused me with my brother شما حتما منو با برادرم اشتباه گرفتین

You must have confused me with my colleague شما حتما منو با همکارم اشتباه گرفتین

Why are you driving like a maniac چرا مثل دیونه ها رانندگی می کنی?

Why are you eating like a maniac چرا مثل دیونه ها می خوری?

Why are you watching like a maniac چرا مثل دیونه ها داری نگاه می کنی?

Accept my apologies. I must have made the mistake. عذر منو بپذیرین من احتمالا اشتباه کردم

Don’t I know you from somewhere? من شمارو از جایی نمیشناسم

How long have you been cooperating together? چند وقته دارین باهم همکاری می کنین

I have been living here for two years من دوساله که اینجا دارم زندگی می کنم

But I have never seen you اما تا حالا شمارو ندیدم

How are you doing? چیکارا میکنی

As usual. Day in. day out مثل همیشه. روزا میانو میرن

I am worried about your friend. She is late نگران دوستتم. دیر کرده

She must have arrived by now. اون می بایست تا الان می رسید

Don’t worry

The plane must have delayed احتمالا هواپیما دیر کرده

It’s your problem, you should have announced it at the airport این مشکل شماست. میبایستی تو فرودگاه اعلام می کردین

Accept my apologies. I must have forgotten عذر منو بپذیرین. من احتمالا فراموش کردم

She is the one who framed you in the office این همونیه که برات پاپوش درست کرد تو اداره

Didn’t you use to smoke cigarette? شما سابقا سیگار نمی کشیدی

Your father was smoking a cigarette in that room. I was about to stifle. نزدیک بود خفه بشم

You almost killed me داشتی منو میکشتی

 How long has your brother been playing guitar? برادر شما چند وقته که داره گیتار میزنه

I have already called her two times. She should have arrived by now من تا حالا دو بار بهش زنگ زدم تا الان می بایستی می رسید

What a mistake I have made

Guess who I saw yesterday حدس بزن دیروز کیو دیدم

Who are you talking about درمورد کی داری صحبت می کنی?

She is the one who you used to believe that she sails with the wind نون به نرخ روز میخوره

Now I remember her الان یادم افتاد

How is she getting along چیکارا میکنه?

You should have told me everything

Didn’t your husband leave on the same floor as I did? شوهر شما همون طبقه ای زندگی نمی کرد که منم زندگی می کردم

Guess who I have seen? حدس بزن کی رو دیدم

You don’t believe who I bumped into yesterday? باور نمی کنی دیشب به کی برخوردم

She is the one whose car used to break dawn at the doorهمونیه که ماشینش سابقا در خونه خراب می شد دیگه

Out of order خراب بودن

You have broken dawn خرابش کردی

Breakdown خراب شدن

I was about to be killed نزدیک بود کشته بشم ها

I was about to kill you نزدیک بود بکشم ات ها

Guess who I saw yesterday حدس بزن دیروز کیو دیدم

They must have lost the game احتمالا بازی رو باختن

Don’t I know you from somewhere? از جایی نمیشناسمتون

Let me have my say بزار حرفمو بزنم آخه

Let me have my say. Why are you interrupting me?چرا حرفمو قطع می کنی

Sorry for interrupting you شکر تو کلامتون

Oh sugar اوه. چه بد

She must have gotten stock in the traffic احتمالا تو ترافیک گیر کرده

She is coming میاد

Now I remember her الان یادم اومد

He is the one who had a crush on me همونیه که به من نظر داشت

When are you due? کی میزای

I have been waiting for this opportunityمن دو ساله که منتظر یه همچین فرصتی هستم

I was about to turn over نزدیک بود چپ کنما

I have gone the wrong wayمن راه رو اشتباه رفتم

I must have gone the wrong wayاحتمالا اشتباه رفتم

You should have followed by GPRS می بایست با جی پی آر اس دنبال می کردین

I must have confused you with my brother من احتمالا شمارو با برادرم اشتباه گرفتم

یکی از شاهکار ترین دیکشنری ها که حتما به دردتون میخوره

BBC and Cambridge Network Dictionary

  نظرات ()
مطالب اخیر sdfdsa (پیشرفته 1- درس پانزدهم) gonna be- To be +supposed to-able to do(پیشرفته 1- درس چهاردهم) Can I rely on you(پیشرفته 1-درس سیزدهم) (پیشرفته 1-درس دوازدهم) (پیشرفته 1-درس یازدهم) (پیشرفته 1-درس دهم) (پیشرفته 1-درس نهم) (پیشرفته 1-درس هشتم) (پیشرفته 1-درس هفتم)
کلمات کلیدی وبلاگ مقدماتی (۱٩) پیشرفته 1 (۱٦)