کامل ترین مجموعه سی دی های زبان مهران میرزایی
وبلاگ آموزش زبان انگلیسی

کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: بابک مهدی زاده رحیمی - ۱۳٩۳/۱٢/٢٠

پل ارتباطی من با شما.

با تکمیل فرم و ارسال آن، ایمیل شما در بانک اطلاعاتی این وبلاگ ثبت شده و از آخرین اخبار مرتبط از جمله زمان آپدیت مطالب آگاه می شوید.برای انتقال به صفحه ارسال فرم اینجا کلیک کنید

درصورتیکه فایل صوتی این جلسه رو نیاز دارید اینجا کلیک کنید

کانال ما در تلگرام:

https://telegram.me/expressway

این درس به تدریج کامل خواهد شد.

قبل از شروع درس سوم، لطفا تمرین های زیر رو انجام بدنین: 

سعی کنین از روی بخش فارسی، قسمت انگلیسیش رو بگین.

The name rings a bell, but I can't put the face to it اسمش آشناس ولی نمیتونم قیافش رو به یاد بیارم

Could you explain about her? میشه درموردش توضیح بدین

She is the one who pulled the wool over my eyes همونیه که سر من شیره مالید

She is the one who pulled the wool over your eyes before I employed you here قبل از اینکه من تورواستخدام کنم سرت شیره مالید

I was about to have an accident نزدیک بود که تصادف کنما

What a mistake I have madeچه اشتباهی من کردم

That’s your fault اشتباه تو هست

You should have moved sooner باید زودتر حرکت می کردی

I almost forgot, how long have you been working here? شما چند وقته که اینجا کار می کنین

I must have gone the wrong way احتمالا راه رو اشتباه رفتم

Thank you very much indeed, I was about to leave my case here

You are luckyخوش شانسی / you are unlucky بد شانسی/ you are lucky in the nick of time سر به زنگاه دقیقه نود

I almost lost the game داشتم بازی رو میباختم ها

Don’t you work in the same department as I do? شما همون قسمتی کار نمی کنی که منم کار می کنم

You must have confused me with my brother شما حتما منو با برادرم اشتباه گرفتین

You must have confused me with my colleague شما حتما منو با همکارم اشتباه گرفتین

Why are you driving like a maniac چرا مثل دیونه ها رانندگی می کنی?

Why are you eating like a maniac چرا مثل دیونه ها می خوری?

Why are you watching like a maniac چرا مثل دیونه ها داری نگاه می کنی?

Accept my apologies. I must have made the mistake. عذر منو بپذیرین من احتمالا اشتباه کردم

Don’t I know you from somewhere? من شمارو از جایی نمیشناسم

How long have you been cooperating together? چند وقته دارین باهم همکاری می کنین

I have been living here for two years من دوساله که اینجا دارم زندگی می کنم

But I have never seen you اما تا حالا شمارو ندیدم

How are you doing? چیکارا میکنی

As usual. Day in. day out مثل همیشه. روزا میانو میرن

I am worried about your friend. She is late نگران دوستتم. دیر کرده

She must have arrived by now. اون می بایست تا الان می رسید

Don’t worry

The plane must have delayed احتمالا هواپیما دیر کرده

It’s your problem, you should have announced it at the airport این مشکل شماست. میبایستی تو فرودگاه اعلام می کردین

Accept my apologies. I must have forgotten عذر منو بپذیرین. من احتمالا فراموش کردم

She is the one who framed you in the office این همونیه که برات پاپوش درست کرد تو اداره

Didn’t you use to smoke cigarette? شما سابقا سیگار نمی کشیدی

Your father was smoking a cigarette in that room. I was about to stifle. نزدیک بود خفه بشم

You almost killed me داشتی منو میکشتی

 How long has your brother been playing guitar? برادر شما چند وقته که داره گیتار میزنه

I have already called her two times. She should have arrived by now من تا حالا دو بار بهش زنگ زدم تا الان می بایستی می رسید

What a mistake I have made

Guess who I saw yesterday حدس بزن دیروز کیو دیدم

Who are you talking about درمورد کی داری صحبت می کنی?

She is the one who you used to believe that she sails with the wind نون به نرخ روز میخوره

Now I remember her الان یادم افتاد

How is she getting along چیکارا میکنه?

You should have told me everything

Didn’t your husband leave on the same floor as I did? شوهر شما همون طبقه ای زندگی نمی کرد که منم زندگی می کردم

Guess who I have seen? حدس بزن کی رو دیدم

You don’t believe who I bumped into yesterday? باور نمی کنی دیشب به کی برخوردم

She is the one whose car used to break dawn at the doorهمونیه که ماشینش سابقا در خونه خراب می شد دیگه

Out of order خراب بودن

You have broken dawn خرابش کردی

Breakdown خراب شدن

I was about to be killed نزدیک بود کشته بشم ها

I was about to kill you نزدیک بود بکشم ات ها

Guess who I saw yesterday حدس بزن دیروز کیو دیدم

They must have lost the game احتمالا بازی رو باختن

Don’t I know you from somewhere? از جایی نمیشناسمتون

Let me have my say بزار حرفمو بزنم آخه

Let me have my say. Why are you interrupting me?چرا حرفمو قطع می کنی

Sorry for interrupting you شکر تو کلامتون

Oh sugar اوه. چه بد

She must have gotten stock in the traffic احتمالا تو ترافیک گیر کرده

She is coming میاد

Now I remember her الان یادم اومد

He is the one who had a crush on me همونیه که به من نظر داشت

When are you due? کی میزای

I have been waiting for this opportunityمن دو ساله که منتظر یه همچین فرصتی هستم

I was about to turn over نزدیک بود چپ کنما

I have gone the wrong wayمن راه رو اشتباه رفتم

I must have gone the wrong wayاحتمالا اشتباه رفتم

You should have followed by GPRS می بایست با جی پی آر اس دنبال می کردین

I must have confused you with my brother من احتمالا شمارو با برادرم اشتباه گرفتم

یکی از شاهکار ترین دیکشنری ها که حتما به دردتون میخوره

BBC and Cambridge Network Dictionary

Guess who I saw in the shop last night حدس بزن دیشب من تو مغازه کی رو دیدم

The name rings the bell اسمش خیلی آشناس ها

Shall we start?

Let's start

Have you got any questions?

No I haven’t got any questions

Let's start

Movie: The Skin I Live In پیشنهاد استاد میرزایی که حتما این فیلم رو ببینین

Could you explain about her?

You don’t believe who I bumped into yesterday

Who are you talking about. I don’t think I can remember himفکر نکنم اونو به یاد بیارم

Could you explain about her?

It’s really  nice to see you 

It’s really  nice seeing you

بعد از nice هم میتونه با to بیاد هم ing

 it was really nice seeing youاستفاده میشه که مکالمه تموم شده مثلا شب دارین در موردش صحبت میکنین زمانی

 ولی بلافاصله بعد از اتمام مکالمه بهتره از ماضیه نقلیه استمراری استفاده کنیم

 it has been really nice seeing you.

یا بطور خلاصه

It's been really  nice seeing you

Hello

It’s really  nice seeing you

Goodbye

It’s been really  nice seeing you

It's really made my day روزم رو ساخت

پای تلفن

Hello

It’s really nice speaking with you

Bye

It’s been really nice speaking with you

It was a really nice speaking with

جوابش چیه؟

Yes it was 

 It is really nice speaking with you 

Yes it is

It has been really nice speaking with you

Yes it has

You can find the related conversation in our channel in telegram the address is @expressway 

I’m glad we bumped into each other as a guestخوشحالم که به عنوان مهمان به هم برخوردیم

It’s really made my dayواقعا روز منو ساخت

It's really made my day having a chat together

حالم از این رو به اون رو شد واقعا

این اصطلاح همیشه با فرم ing دار فعل استفاده میشه

burn the candle at both sideجون کندن

it’s really made my day going swimming together

 to work very hard and stay up very late at night. (One end of the candle is work done in the daylight, and the other end is work done at night.) No wonder Mary is ill. She has been burning the candle at both ends for a long time. You'll wear out if you keep burning the candle at both ends.

You know با لحن سوالی شده

Is Your name Peter?

Your name is Peter? با لحن سوالی شد

I think I should be going to nowفکر میکنم بهتر باشه برم دیگه

Should به معنای باید نیست

Must باید

Have to مجبور بودن

Should بهتره

Should haveمیبایستی

Should +be+ing وقتی بخواهیم بگیم بهتره یه کاری الان انجام بشه

Should be going now بهتره الان برم دیگه

I think I should goبهتره بعدا برم

I think I should be calling Peter بهتره الان به پیتر یه زنگی بزنم

I think I should call Peterرفتم مثلا خونه بهتره بهش زنگ بزنم

Think I should be serving the dinner بهتره شام رو الان بکشم

Have to مجبور بودن

My mother has to

She has to

I have to من مجبورم

We have toما مجبوریم

My father has to

My mother has to

مکالمه درس سوم:

My Friend has to

Well it's been really nice seeing you again

Yes it has, I am glad we bumped into each other

Me too, you know I think I should be going now

I have to get this car back to the rental agency by 2:00

Actually, I should be going too

Let's get together soon

Okay, I’ll call you

Take care

Bye

do you have to مجبوری؟

does your mather have to? مادرت مجبوره

return پس دادن

get  گرفتن

فرض کنین یه ماشینی رو برای مدتی گرفتی و بعد برش می گردونی میشه  get back

I have to get this car back

فرق by  و  until هر دو به معنای تا هستن

by یعنی تا قبل از اینکه اون زمان برسه

until  تایی هست که دورو برش هم قابل قبوله

 I have invited a lot of guest کلی مهمون دعوت کردم

مجبورم کلی چیز از سوپرمارکت بخرم

دقت کنیم و مواظب حروف اضافه باشیم. حرف اضافه مکان ها نه of ونه from  هست بلکه at هست

از ساختمان از کلاس از فرودگاه از مدرسه

I have to buy something at the supermarket on the way

 

My mother is at the party and she hasn’t got a car مادرم مهمونیه و ماشین هم نداره

I have to pick her up at the party by 10 مجبورم تا قبل 9 برش دارم

I have to drop off my wife at school on the wayمجبورم زنم رو بزارمش مدرسه سر راه

so longاذت زیاد

the Johnتوالت

دقت کنین اگه با The  بیاد به معنای توالت هست

 حالا به این گرامر توجه کنین. وقتی بخواهیم تعجب خودمون رو نشون بدیم

یعنی بخواهیم بگیم چقدر "صفت"

How cold here is چقدر سرده اینجا

It is very cold here اینجا خیلی سرده

How rude you areچقدر پر رویی

How hot here is چقدر گرمه اینجا

How comfortable the chair Is

How loose these trousers چقدر این شلوار گشاده

How dark here is چقدر اینجا تاریکه

How old you areچقدر تو پیری

How ugly the bride isچقدر عروس زشته

How handsome The groom is

How high This tower is چقدر این برجه بلنده

How long this river is

how messy here is چقدر اینجا ریخت و پاشه

How wide the room is

How late it is چقدر دیره

How soon it is چقدر زوده

How high this tower is چقدر بلنده

حالا به حالت سوالیش دقت کنیم

How high is this tower بلندی این برج چقدر هست؟

How long is this riverطول رودخانه چقدر هست؟

How old are you?

How far is it? چقدر دوره

how tight is your jacket? چقدر تنگه

How crazy you are چقدر دیونه ای

 How tall are youقدت چقدره

در اینجا قانون طناب آموزش داده میشه که یکی از مهمترین بخش های آموزشیه این متد هست

I think my mother is at home فکر می کنم مادرم خونه هست

My mother thinks I am at home  مادرم فکر میکنه من خونه هستم

در صورتیکه دوتا جمله داشته باشیم به هم چسبیده 

اگه جمله اول فقط " گذشته" باشه جمله دوم معمولا گول می خوریم و اشتباه می گیم

بنابر این اون زمان رو با همون ساختدارش یک زمان به عقب می بریم

My mother thought i was at home مادرم فکر کرد من خونه هستم

My father thought I liked you

My father says پدرم میگه

My father says I have eaten dinner

My father said I had eaten dinner پدرم گفت من شام خوردم

My brother thought I was going to fire you برادرم فکر کرد من میخوام اخراجت کنم

My brother told you were watching TV

My father thought I had locked the door پدرم فکر کرد که من درو قفل کردم

My teacher said you had recorded the class

My father thought you were on the way پدرم فکر کرد تو تو راه هستی

My brother said you were gonna invite me

My brother thought you had paid back your money 

Proverb:

There is no smoke without fire تا نباشد چیزکی ...

 Mehran Mirzaei,Mehran mirzaee,Mehran Mirzaie,Mehran Myrzaiee,Mehran Mirzai

کلاس های زبان استاد میرزایی- سی دی زبان استاد میرزایی - متن درس های استاد میرزایی - مهران میرزایی - موسسه آرمان پویش - کلاس خصوصی زبان میرزایی- بهترین کلاس زبان تهران


سلام. من بابک مهدی زاده رحیمی هستم.در این وبلاگ سعی میکنم تا مطالب یکی از مفیدترین کلاس های زبان موجود در تهران، کلاس (استاد مهران میرزایی Mehran Mirzaiee - موسسه آرمان پویش Arman Pouyesh) رو برای شما جمع آوری کنم. امیدوارم که مفید باشه. اگه علاقه مند بودید و مطالب من رو دنبال کردین ممنون میشم که از راهنماییهاتون بهره مند بشم. هرجا به ایرادی برخوردین حتما اشاره کنین تا این وبلاگ هر روز بهتر و کاملتر بشه. دوستانی که با آقای میرزایی در ارتباط هستن ما رو از آخرین اخبار مرتبط با ایشون بهره مند کنن. اگر عکسی از کلاس های ایشون در اختیارتون هست برام بفرستین. در صورت نیاز به فایل های صوتی کلاس ها به من ایمیل بزنید (Babakmz@gmail.com) موبایل:09125273067 کانال تلگرام ما: https://telegram.me/expressway به امید موفقیت هرچه بیشتر شما
جستجو در وبلاگ:
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کدهای اضافی کاربر :